جنبش فکری هنری سنما انقلاب

تقریبا همه کشورهای درگیر جنگ جهانی دوم از سینما، برای باطل نشان دادن طرف مقابل و نمایش حقانیت خود استفاده کردند. از طرفی در آن سال ها  سینما تبدیل به یک ابزار قدرتمند القای فرهنگ شده بود ...

بررسی عملکرد سینما در  جنگ های جهانی_بخش دوم

 

جنگ جهانی دوم

این قانون پروپاگاندا است که یک طرف خودش را متمدن ، طرف حق و طرفدار انسانیت و دشمن را وحشی و شخصیتی پایین تر از انسان و حتی شیطان معرفی کند. کار تبلیغات این است که به مردم بگوید چطور فکر کنند ، چه احساسی داشته باشند و با طرف درگیر چطور رفتار کنند.

 

در سالهای بین جنگ جهانی اول و دوم سینما هم از لحاظ تکنیک و فیلم برداری و... هم در زمینه مفهوم و داستان پیشرفت زیادی کرد. سینماگران به خوبی یادگرفتند پیام های خود را در غالب هنر به مخاطب انتقال دهند، دیگر اکثر فیلم ها به جز داستان ، مفهومی را در خود پنهان داشتند و این داستان ادامه داشت  تا اینکه طبل جنگ کوبیده شد.

ژاپن یکی از کشور های طرف جنگ بود و بیشترین درگیری را با آمریکا داشت. در آنجا پوستر ها و عکس هایی که روی اتوبوس ها ، ایستگاه ها و دیوار ها نصب می شدند، خیلی بیشتر از بیانیه ها کار می کردند، برای مثال پوستری طراحی کردند که یک سرباز ژاپنی آماده حمله است و روی پرچم انگلیس و آمریکا قدم می گذارد. از طرفی سینما هم به جایگاهی در این کشور آسیایی رسیده بود که بتواند وظیفه ای را در پیشبرد اهداف کشورش بر دوش بگیرد. فیلم " شکلات و سربازان" و " داستان تانک فرمانده نیشی زومی " از فیلم های محبوب دوران جنگ بود.

ژاپنی ها مدل فرهنگی خاص خود را در فیلم سازی انتخاب کردند و ترسی برای نشان دادن ضعف ها و خستگی ها در پشت جبهه ها و خط مقدم نداشتند.

البته ژاپن، فیلم ها را نه فقط برای مقابله فرهنگی با آمریکا بلکه در مقابله با کشور های آسیایی همسایه نیز به کار می برد تا فکر تسخیر و حمله را از ذهن بیرون کنند. مخصوصا چین که کاملا مورد حمایت ایالات متحده قرار داشت.

 کشوری مانند انگلیس که تجربه بسیاری در مدیریت اذهان عمومی در طی چندین قرن داشت، مانند دوران جنگ جهانی اول، وزارت اطلاعات را برای مدیریت تبلیغات جنگی خود انتخاب کرد.  وزارت اطلاعات وظیفه داشت فیلم ها را بررسی و فیلم هایی که در جهت نیل به اهداف سران حکومت هستند را از لحاظ مالی حمایت کنند.دستور این بود که فیلم ها باید در عین اینکه که حالت تعلیق  و جاذبه سینمایی را حفظ می کنند، ایده های تبلیغاتی و تشویق مردم به مبارزه را نیز در خود جای دهند.

ترس از تهاجم شهرهای تحت تسلط ارتش آلمان، باعث شد فیلم ها بیشتر به تصویر کشیدن سختی زندگی در شهرهای اشغال شده بپردازند. فیلم  " روز تمام خواهد شد" در سال 1942 درباره مقاومت نروژی ها بود در حالی که بدون سانسور داستان مقاومت بلژیکی ها را نیز بیان کرد.

 "فردا زندگی خواهیم کرد" درباره مقاومت فرانسه و قهرمانی های شهروندان عادی بود. و فیلم "یکی از جت های ما گم شده است" درباره غیر نظامیان هلندی است که برای کمک به یک گروه از اعضای نیروی هوایی انگلستان، جان خود را به خطر می اندازند.

فیلم هایی نیز مانند مستند "فرانک کاپرا" به دستور چرچیل وارد کشور شد. البته فیلم های خبری نیز مخاطبان خود را داشت و در مسیر تبلیغات جنگ بازوی موثری بود.

 

شوروی که از بعد از جنگ جهانی اول یک حکومت سوسیالیستی داشت، در سال های پیش از جنگ همواره در حال تبلیغات کمونیست و ایدئولوژی مارکسیسم_لنینیسم بود. این روند به قدری استوار بود که سانسور های بسیاری را اعمال کرده بود. به گفته تاریخ نویسان ، افرادی با تفکرات سوسیالیستی مهارت خاصی در نفوذ به اذهان مردم به صورت شست و شوی مغزی داشتند و این مهارت در جنگ بیش از پیش به کمک آنها آمد.

شوروی جزء کشورهایی بود که در همان دوران تشکیل حکومت سوسیالیستی از سینما به قدر کافی برای رساندن پیام های کمونیستی بهره برده بود و برای آنها ابزاری به شدت تبلیغاتی بود.

 البته رسانه های شوروی در زمینه مستند نیز پیشگام بودند ( آثار افرادی مثل "رومن کارمن"  و "ژیگا ورتوف" ). اما وقتی شوروی کم کم وارد جنگ شد، رمان هایی مانند " الکساندر نوسکی قدیس" برای آماده سازی ذهن مردم نیز نوشته شد وفیلم ها در تئاتر ها و قطارهای تبلیغاتی پخش می شد.

فیلم ها غالباً درباره فعالیت های حزبی و درد و رنج  ناشی از هجوم نازی ها بود، مانند  فیلم " دختر شماره 217 " که ماجرای یک دختر روسی است که توسط یک خانواده آلمانی به بردگی گرفته شده و رفتاری غیر انسانی با او دارند.

 

و اما ایالات متحده آمریکا !

بدون شک مهم ترین استفاده از سینما در آن دوران توسط حکومت آمریکا صورت گرفته است. فعالیت های تبلیغاتی در جنگ جهانی دوم کم کم شروع شد اما هیچ گاه به سطح فعالیت ها در جنگ جهانی اول نرسید.

قبل از دهه 40 میلادی ، هالیوود متوجه نگرانی های رئیس جمهور " روزولت" درباره نفوذ فاشیسم شده بود و فیلم هایی را علیه آن تولید کرد. در سالهای اول جنگ که هنوز آمریکا به طور رسمی وارد منازعات نشده بود، هالیوود با فیلم هایی نظیر "بر باد رفته" میهن پرستی مردم را یادآوری کرد اما کار اصلی فیلم ها از بعد از حمله ژاپنی ها به پرل هاربر شروع شد. برای مثال فیلم "کازابلانکا " که برنده جایزه آکادمی اسکار هم شد ، درباره نگرش آمریکا نسبت به ویشی و نیروهای فرانسه آزاد بود . البته پیام فیلم ضد ویشی بود اما نکته این بود که آیا این موضع دولت آمریکا نیز هست یا نه. 

البته آمریکا باید تلاش میکرد دروغ بزرگی را برای مردم جهان و از همه مهم تر کشور خود واقعی جلوه دهد، اینکه مجبور به مداخله در جنگ است و هدف او نجات مردم اروپاست و فیلم " کازابلانکا" به خوبی این پیام را منتقل می کند.

اکثر فیلم ها در آن سالها زمینه ای ازجنگ داشت حتی اگر موضوع اصلی فیلم متفاوت بود. بازیگرانی چون "پیتر لور" " کونراد ویت" ، " مارتین کاسلک" و " فیلیپ آن" به طور اختصاصی در نقش جاسوس ، خائن و سرباز بازی می کردند.

یکی از روش ها برای ایجاد  پروپاگاندای جنگ، تبلیغات بازرگانی شرکت ها بود. کمپانی های مختلف تلاش می کردند در راستای جنگ گام بردارند، مثلا کمپانی تنباکوی "لاکی استریک" اعلام کرد رنگ جعبه های سیگار را از سبز به سفید تغییر داده تا در مصرف برنز که در اسلحه سازی استفاده می شود، صرفه جویی کرده باشند. بعد از انتشار این خبر، فروش این محصول چند برابر شد و در فیلم سینمایی نیز از این سیگار برای تبلیغ استفاده کردند.

به درخواست ژنرال "جرج مارشال" ، رئیس ستاد ارتش ایالات متحده، "فرانک کاپرا" یک مجموعه سریال مستند به نام " چرا می جنگیم " را ساخت. این اثر به دستور رزولت در آمریکا به نمایش عمومی درآمد و "چرچیل" نیز دستور نمایش را در انگلستان صادر کرد. 

 

از طرفی فیلم " خانم مینیور" که در سال 1942 ساخته شد، تجربیات یک زن خانه دار انگلیسی در طول جنگ را نمایش داد و نقش زن ها و مرد ها را در جنگ متذکر شد. رئیس جمهور رزولت دستور اکران این فیلم را نیز صادر کرد. آکادمی اسکار نیز به پاس خدمت این فیلم به سیاست های کلی حکومت، جایزه بهترین فیلم را به آن اهدا کرد. 

 

در سال 1943 نیز فرانک کاپرا مستند دیگری به نام " سربازان سیاه پوست" ساخت که باعث بحث های زیادی شد.

در سال 1944 نیز فیلم " قلب ارغوانی"  بیانگر جنایات ژاپنی ها و سلحشوری های سربازان آمریکایی بود.

انیمیشن های سیاسی

سینما در زمینه انیمیشن به موفقیت ها و محبوبیت خاصی رسیده بود. در طول جنگ جهانی دوم ، والت دیزنی به عنوان بزرگ ترین شرکت ساخت انیمیشن،  برای فهمه شاخه های نظامی ایالات متحده فیلم ساخت و حکومت امیدش به این کمپانی از تمامی شرکت های دیگر بیشتر بود. دیزنی به درخواست واحد های نظامی دولت  حداقل 68 ساعت فیلم و انیمیشن آموزشی برای جنگ ساخت.

در سال 1942 از دیزنی خواسته شد تا انیمیشنی برای فیلم های سریالی با تهیه کنندگی " کلنل فرانک کاپرا" برای ارتش بسازدکه شامل فیلم هایی چون " مقدمه ای برای جنگ"  و " آمریکا به جنگ می رود" بود.

در ابتدا نیروی دریایی ایالات متحده درخواست ساخت فیلمی برای آموزش تاکتیک های نظامی را ارائه کرد و بعد از آن وزارت خزانه داری ساخت انیمیشن " روح جدید " در سال 1942 را درخواست کرد تا مردم برای پرداخت مالیات های بیشتر مجاب شوند که به دنبال آن " روح 43 " در 1943 ساخته شد. در این فیلم ، دونالد داک ( یکی از شخصیت های انیمیشن ) با مبالغ مالیات بر درآمد، معاملاتی انجام می دهد و سودآوری این عمل را برای جنگ آمریکا نشان می دهد که 26 میلیون نفر این فیلم را تماشا کردند. از طرفی والت دیزنی کتابی را چاپ کرد که کودکان را به جمع آوری برچسب های جنگی ترغیب می کرد. 

دولت آمریکا نیز از والت دیزنی در خواست کرد تا فیلم هایی را علیه آلمان ها و ژاپنی ها بسازد ؛ مخاطبان این فیلم ها سربازان و مردم عادی بودند و هدف این بود که دشمنان و رهبران آنها ، افرادی بی اخلاق به نمایش درآیند. معروف ترین این فیلم ها از سری دونالد داک ، " دونالد داک در سرزمین نازی ها " ، " آموزش برای مردن" و " جوجه کوچولو" سال 1943 و " اردک کاماندو " در سال 1944 بودند.

از طرفی سری انیمیشن های " باگز بانی" نیز تاثیر به سزایی داشت.

از تاثیر فیلم های کوتاه ساخته شده در این سالها نیز نباید غافل ماند چون مخاطبان بسیار زیادی داشت.

تقریبا همه کشورهای درگیر جنگ از سینما برای باطل نشان دادن طرف مقابل و نمایش حقانیت خود استفاده کردند. از طرفی سینما تبدیل به یک ابزار قدرتمند القای فرهنگ شده بود. پس از جنگ جهانی دوم، قدرت های استکباری دیگر با یکدیگر جنگ فیزیکی نداشتند ، یا جنگ های نیابتی را انتخاب کردند و یا بیشتر جنگ نرم را الگوی خود قرار دادند. گرچه تلفات ناشی از این دو جنگ قرن بیستم بی سابقه بود اما بعد از آن نیز جهان کشته شدن مظلومانه بسیاری از مردم را به چشم خود دید که البته باز هم قدرت ها با توجه به تجربه ای که داشتند، تلاش کردند با جادوی سینما بر آن سرپوش بگذارند.

 

 



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.