جنبش فکری هنری سنما انقلاب
واکاوی تاریخ سینمای ایران (حکایت سینماتوگراف) - 39

به نقل از وبلاگ استاد سعید مستغاثی: تشکیلات بهائیت، تلویزیون ثابت را تنها در انحصار خود می‌دانست و هیچگونه انعطافی در برنامه‌های تلویزیون که با مصالح آن‌ها در ستیز باشد را برنمی‌تافت. در همین زمینه، باید به نامه‌ یکی از سران بهائیت به محفل ملی بهائیان ایران راجع به بخشی از عملکرد این تلویزیون که گویا برخلاف اهداف محفل بهاییت بوده، اشاره کرد.

محفل بهاییت؛ از آمریکا و لندن صریحا دستور داریم .../ سعید مستغاثی

تشکیلات بهائیت، تلویزیون ثابت را تنها در انحصار خود می‌دانست و هیچگونه انعطافی در برنامه‌های تلویزیون که با مصالح آن‌ها در ستیز باشد را برنمی‌تافت. در همین زمینه، باید به نامه‌ یکی از سران بهائیت به محفل ملی بهائیان ایران راجع به بخشی از عملکرد این تلویزیون که گویا برخلاف اهداف محفل بهاییت بوده، اشاره کرد، در این نامه با امضای ایادی امرالله در آسیا و خطاب به محفل مقدس روحانی ملی بهائیان ایران، آمده است:

"...از قرار اطلاعاتی که به هیئت رسیده در شب نیمه شعبان از طرف موسسه‌ تلویزیون تبریک به عموم شیعیان جهان گفته شده است. چون این دستگاه منتسب به امرالله [بهائیت] است، مایه تاسف شد که چرا از طرف موسسه تلویزیون به چنین اقدامی مبادرت گردیده است؟ بهتر است از جناب آقای حبیب ثابت تحقیق شود که چگونه کارکنان آن موسسه به چنین عملی مبادرت ورزیده‌اند و برای جلوگیری از این قبیل اقدامات، چه رویه‌ای را اتخاذ نموده‌اند..." [1]

 

وابستگی تلویزیون ثابت به محفل بهاییان و رعایت قوانین آن، تا حدی بود که حتی در روز مرگ عبدالبهاء، برنامه های سنگین و عزاداری از این تلویزیون پخش گردید! ساواک در تاریخ 16 بهمن 1340 در مورد همین موضوع گزارش می دهد:

"...روز یکشنبه ۱۵ بهمن به مناسبت وفات عبدالبهاء اداره‌کنندگان تله ویزیون [تلویزیون] ایران از اجرای برنامه‌های موسیقی در تلویزیون خودداری نمودند و همچنین فیلمی به نام "حیثیت" انتخاب کرده بودند که فاقد موسیقی بود و همچنین  از  آهنگ‌های مذهبی و عزای خارجی در برنامه های خود استفاده نمودند. علاوه براین مسئولین برنامه های تجاری نیز سفارش کرده بودند که برنامه های خود را بدون موسیقی اجرا نمایند...البته این رویه از طرف اداره کنندگان تله ویزیون ]تلویزیون[ در آینده نیز ادامه خواهد داشت و انجام وظیفه نماینده اداره با مخالفت های معمول و لفاظی هایی مانند "آزادی ادیان و عقاید طبق اعلامیه حقوق بشر در کشورما مراعات نمی شود"، ادامه خواهد داشت..." [2]

اما اینکه برنامه ها و اهداف فرقه بهاییت که قرار بوده از طریق تلویزیون در میان جامعه ایرانی نشر یابد، چه بوده ، بی مناسبت نیست به یکی از اسنادی که درباره برخی اهداف این فرقه در میان اسناد ساواک موجود است، نگاهی بیندازیم.

 

تلویزیون بهاییان برای تغییر سبک زندگی

 

این سند که مربوط به جلسه ای مخفی از بهاییان شیراز است، تاریخ 11 اردیبهشت 1350 را برخود دارد و درباره نوع سبک زندگی است که قرار بوده توسط بهاییان در میان جامعه اسلامی ایران رواج پیدا کند:

"...جلسه ‏اى با شرکت 9 نفر از بهائیان ناحیه 15 شیراز در منزل آقاى فرهنگ آزادگان و زیرنظر آقاى لقمانى تشکیل شد. بعد  از قرائت‏نامه، آقاى ولى‏ اللَّه لقمانى... سخن گفت. وى اضافه کرد:...اکنون از امریکا و لندن صریحا دستور داریم در این مملکت، مد لباس و یا ساختمان‏ها و بى‏ حجابى را رونق دهیم که مسلمان، نقاب از صورت خود بردارد... در ایران و کشورهاى مسلمان دیگر هر چه بتوانید با پیروى از مد و تبلیغات، ملت اسلام را رنج دهید تا آنها نگویند امام حسین فاتح دنیا بوده و (امام) على، قالب دنیا... اسلحه و مهمات به دست نوجوانان ما در اسرائیل ساخته مى‏شود. این مسلمانان آخر به دست بهائیان از بین مى‏روند و دنیاى حضرت بهاءاللَّه رونق مى‏گیرد...[3]

از سند فوق آنچه به روشنی مشهود است، تلاش برای تاثیر روی سبک زندگی مردم مسلمان ایران و آنچه بیش از هر موضوعی در این سبک مورد تهاجم است، وجه اسلامی آن است، چرا که صریحا در صحبت های عوامل جلسه فرقه بهایی، ذکر شده که دستور از لندن و آمریکا مبنی بر رونق مد لباس و تغییر ساختمان ها و رواج بی حجابی برای آن است که "مسلمان نقاب از صورت خود بردارد" و اینکه با پیروی از مد و تبلیغات بتوانند به خیال باطل خود، جایگاه رفیع اهل بیت (علیهم السلام) نزد مردم ایران را تضیف گردانند. تاکید بر اینکه:

"...هر چه بتوانید با پیروی از مد و تبلیغات، ملت اسلام را رنج دهید تا آنها نگویند امام حسین فاتح دنیا بوده و امام علی قالب دنیا..."

حکایت تهاجم به سبک زندگی اسلامی است که الگوی آن اهل بیت (علیهم السلام) هستند.

آنها که در آن سالها شاهد برنامه های مختلف تلویزیون شاهنشاهی (چه آن زمان که رسما در اختیار بهاییان بود و چه دورانی که ظاهرا از کف آنها خارج شد) بودند، به خاطر می آورند که کلیت برنامه های این تلویزیون در جهت مقابله با ارزش ها و باورها و سبک زندگی اسلامی و رواج الگوها و سبک زندگی غربی و آمریکایی بود .

پخش خیل عظیم سریال های و فیلم های خارجی که بعضا از فرط ابتذال و مستهجن بودن (مانند سریال های "داستان های دهکده" و "دارا و ندار") حتی بی پروا صحنه های غیر اخلاقی را در پر بیننده ترین ساعات، نمایش   می داد، سریال ها و نمایشاتی که به طور مستقیم عقاید و باورهای دینی مردم را زیر علامت سوال می برد (مانند "دایی جان ناپلئون"، "شهر قصه" و ...)، ساخت و پخش شوها و واریته های خارجی و داخلی که در جهت نمایش انواع و اقسام مدهای غربی و رقص ها و حرکات مبتذل، بخش های مهمی از کنداکتور روزانه شبکه های تلویزیونی را اشغال می کرد و تولید برنامه های به اصطلاح دینی و مذهبی با همکاری آخوندهای درباری و تبلیغ اسلام آمریکایی، همچنین روی آنتن بردن برنامه های مستند و ترکیبی مختلف در تاریخ پردازی باستان گرایانه برای رژیم پهلوی و تعریف و تمجیدهای شبانه روزی از طاغوت و اعوان و انصارش، کلیات و جزییات تلویزیون فوق را تشکیل می داد.

براساس آنچه درباره کارنامه تلویزیون دولتی ایران در سالهای پیش از انقلاب انتشار یافته است، بیش از 70 درصد از برنامه ها، فیلم ها، اخبار و گزارشات تلویزیونی اعم از شو و مصاحبه و خبر و مناسبت های ویژه و ... بطور مستقیم یا غیرمستقیم به نوعی به شاه و خانواده و دربار و سایر وابستگانش و همچنین فعالیت خارجی ها و استعمارگران و به اصطلاح پیشرفت های ناشی از حضور آنان مربوط می شد.

برنامه های تلویزیون همواره با تصویر شاه و سرود شاهنشاهی آغاز می شد و با همان پایان می گرفت، نخستین اخبار هر بخش خبری و گزارشات مخصوص هر شب به خاندان سلطنت اختصاص داشت، مضافا براینکه در مناسبت های متعدد مثل تولد هر یک از افراد این خاندان و یا روزهایی که تبلیغ سرکوب و دیکتاتوری و وابستگی رژیم بود مانند : 28 مرداد ، 21 آذر ، 3 اسفند و ...برنامه های فریبکارانه در توجیه خیانت های رژیم شاه به ملت ایران پخش می شد.

تلویزیون همچنین در به ابتذال کشیدن هنر ایران زمین از جمله موسیقی اصیل ایرانی  با صرف هزینه های بالا، برنامه های وسیعی به اجرا درآورد از جمله به میدان آوردن افراد تازه کاری که کمترین بهره را از هنر آواز و موسیقی نبرده بودند و به هدر دادن هزینه های فراوان برای آن.

در این باب می توان به برنامه هایی مانند "زنگوله ها" اشاره کرد که تنها با حضور چند خواننده تازه کار و ناشناس به اصطلاح پاپ و به کارگیری دکور و تزیینات گران قیمت، بنا به گفته تهیه کنندگانش در آن زمان (سال 1355)، برای فقط  یک قسمت 60 دقیقه ای، حدود 8 میلیون تومان هزینه برداشت! (معادل هزینه ساخت یک فیلم سینمایی) کار به جایی رسید که خوانندگان و هنرمندان موسیقی اصیل ایرانی کم کم از تلویزیون کنار گذاشته و یا بازنشسته شدند. برخی از این خوانندگان هم مانند ایرج خواجه امیری به خاطر اعتراض به رونق موسیقی مبتذل به جای آواز اصیل ایرانی، از شرکت در برنامه های تلویزیونی و حتی رادیویی خودداری می کردند.

از دیگر ریخت و پاش های تلویزیون، در زمینه پخش رنگی برنامه ها صورت گرفت. اولین اقدام  در این زمینه در سال 1346 و برای مراسم تاجگذاری شاه انجام گرفت، در حالی که فقط یکسال از راه اندازی تلویزیون دولتی می گذشت و به جز برخی نقاط تهران هنوز شهرهای دیگر کشور از دریافت تصاویر تلویزیونی محروم بودند، رضا قطبی به دستور مستقیم شاه و تنها برای نمایش قدرت رژیم، با صرف هزینه کلان، تعدادی از کارشناسان خارجی را به کار گرفت تا مراسم یاد شده را به صورت رنگی پخش کنند. این درحالی بود که اساسا هنوز دستگاههای گیرنده رنگی وارد ایران نشده و شاید فقط تعدادی از افراد همان خاندان سلطنتی از چنان تلویزیون هایی برخوردار بودند!

پس از آن برای جشن های 2500 ساله شاهنشاهی بود که بازهم با صرف پول های هنگفت  و استفاده از متخصصان خارجی، مراسم یاد شده هم بطور رنگی پخش گردید، آن هم در زمانی که هنوز دستگاههای تلویزیون رنگی وارد ایران نشده بود. بالاخره در سال 1355 (یعنی 9 سال بعد از پخش رنگی مراسم تاجگذاری) تصمیم گرفته شد، یکی از کانال های تلویزیونی، برنامه های خود را به صورت رنگی پخش نماید. و این بار هم با صرف بودجه کلان به دلیل ارتباطات قطبی و دوستانش با فرانسوی ها، یکی از بلااستفاده ترین سیستم های رنگی دنیا که نه با سکام فرانسه و نه پال آلمان و نه "NTSC"  آمریکا، تطابق داشت، خریداری شد که عنوان سکام ایران و یا سکام خاورمیانه (Mescam) برآن گذاردند.

با این نوع سیستم که دستگاههای آن منحصرا در اختیار فرانسوی ها  بود، امکان دریافت و پخش بسیاری از برنامه ها و فیلم های اروپایی و آمریکایی که سیستم رنگی آنها با سیستم رنگی تلویزیون ایران سازگار نبود، از بین رفت. این قضیه نیز با بودجه مفصل دیگری حل و فصل شد و طرف فرانسوی به طور جداگانه، 3 نوع دستگاه برای تبدیل  برنامه های هر یک از سیستم های رنگی سکام، پال و یا "NTSC" به سکام ایران، به تلویزیون ایران فروخت. دستگاههایی که نصب و تعمیر و حتی کار با آنها بازهم به متخصصان فرانسوی و هزینه های دیگر نیاز داشت!!!

هژیر داریوش که خود در آن زمان، از زمره عوامل اولیه تلویزیون به اصطلاح ملی قطبی بود، درباره انتخاب سیستم رنگی تلویزیون می گوید:

"... تمام دستگاههای فنی را از فرانسه خریدیم مثل سیستم سکام ،تامسون و سایر مارک‌های فرانسوی. البته چرا این کار را کردند من درجریان نبودم .تا آنجا که من به خاطر دارم انتخاب سیستم  سکام به نوعی مفهوم سیاسی داشت.  شایعه بود که صدام برای تلویزیون عراق سیستم سکام را انتخاب کرده و در مناطق مرزی می‌توانیم برنامه‌های یکدیگر را بگیریم و یا می‌توانیم سیستم پال را انتخاب کنیم که هیچ کدام از برنامه‌ها را نبینیم. در آن زمان هنوز دستگاه تلویزیونی که هم پال باشد هم سکام نبود..." [4]

از این نوع ریخت و پاش ها و هدر دادن هزینه های بیت المال برای تلویزیونی که تنها در دو کانال فارسی زبان با متوسط  10 ساعت برنامه در روز خلاصه می شد، بسیار بود که بیانش نیاز به مثنوی هفتاد من کاغذ دارد!

هژیر داریوش در ادامه گفت و گوی خود ، برنامه های تلویزیون به اصطلاح ملی ایران را ملهم و برگرفته از نمونه های خارجی دانسته است:

"... چون تلویزیون فرانسه و B.B.C نمونه‌های تلویزیون های فرهنگی‌تری در دنیا  به شمار می آمدند در واقع الگوی ما قرار  گرفتند ولی البته تلویزیون آمریکا اینطور نبود. تلویزیون ثابت مثل تلویزیون آمریکا حتی بدتر از آن بود. چون تلویزیونی بود که باید از طریق تبلیغات ایجاد سرمایه می‌کرد و برای جلب تماشاگر هرکاری را انجام می‌داد ..." [5]

 



[1] - اسناد محفل ملی بهاییان ایران

[2] - نصرت الله معینیان به روایت اسناد ساواک-تهران-مرکز بررسی اسناد تاریخی- ص۵۱

[3] - فصلنامه مطالعات تاریخى، سال پنجم، شماره بیستم، بهار 1387، موسسه مطالعات و پژوهش هاى سیاسى، صص 243-225

[4] - گفت و گو با هژیر داریوش – اسنادی برای تاریخ سینمای ایران – به اهتمام سید کاظم موسوی – انتشارات آگه سازان – تهران – 1387

[5] - همان

 

ادامه دارد ...



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.