جنبش فکری هنری سنما انقلاب
لذتی وصف ناپذیر در ویلایی های بانو قیدی/

ویلایی ها روایتی هر چند محدود از شیرزنانی است با وظایف اجتماعی گوناگون، از پزشک و پرستار و خیاط گرفته، تا رخت شور و انبادار و مربا پز و ... که تمام همت خود را معطوف تامین نیازهای ضروری مردان حماسه ساز خود می سازند و این همه در حالی است که ایشان جملگی، در مقام مادری و همسری در طیف های مختلف از عزیز گرفته تا سیما و خانم خیری و ... کیان خانواده خویش را تضمین می  نمایند.

اثری نجیب در بیان صلابت زن مسلمان ایرانی برای پاسداری از کیان جامعه ی اسلامی خویش/ فاطمه نمازدوست

فیلمی با عنوان ویلایی ها اختصاص پیدا کرد؛ اثری با موضوع دفاع مقدس که بخش قابل توجهی از تماشاگران رسانه ای را غافلگیر  نمود؛ غافلگیر نه به آن جهت که چگونه پس از سال ها چنین اثر قابل تامل و دلنشینی در ژانر دفاع مقدس خلق می گردد و یا با چه انگیزه و ذهنیتی سرکار خانم منیره قیدی، پس از سال ها منشی گری صحنه و دستیاری کارگردان، اولین فیلم سینمایی خود را این چنین موفق در ژانر دفاع مقدس می سازد و ... بلکه غافلگیری به سبب عدم تطابق ذهنیت موجود از عوامل اثر و سبک تولید ایشان با آنچه که بر پرده ی نقره ای کاخ جشنواره به نمایش درآمد و به نوعی تاییدی دیگر بر نظریه ی مرگ مولف (The Death of the Authorدر عرصه ی سینما محسوب گردید.

بر این اساس سر منشاء غافلگیری بیننده از تماشای ویلایی ها آن هنگام است که او مطلع می شود که قرار است نخستین اثر سینمایی یک خانم منشی صحنه و دستیار کارگردان با سابقه ای را در بخش مسابقه ی سینمای ایران ببیند که کارنامه ی هنری فیلم کوتاه ایشان به خلق آثاری همچون در راه ویلا منجر گردیده و اکنون ایشان طی همکاری اش با همسرِ خانم آیدا پناهنده، که پیش از این تجربه اسرافیل را داشت؛ اقدام به نگارش یک اثر سینمایی آن هم در ژانر دفاع مقدس و خلق اولین فیلم بلند داستانی خود نموده است.

 

غافلگیری بیننده از تماشای ویلایی ها آن هنگام بیشتر می شود که با مدل فکری مشاور کارگردان، یعنی جناب معاون پیشین واحد جنگ بنیاد سینمایی فارابی که خود پدیدآورنده  ی آثار معلوم الحالی همچون میهمان داریم است، نیز آشنا بوده و این همه را در کنار تهیه کنندگیبرادرم خسرو، با دغدغه های اجتماعی و رویکرد ویژه اش که به وضوح در ابد و یک روز ظهور و بروز یافته است و ...، گذاشته و جملگی سبب شکل گیری ذهنیت پیشین درباره ی فیلم اولی ویلایی ها می شود.

ذهنیتی پیشین که تصور ابتدایی مخاطب را به سمت و سوی تماشای یک فیلم هنر و تجربه در ژانر دفاع مقدس سوق می دهد و سبب می شود تا ایشان با ذهنیت برخورد با یک اثری که قرار است به خلط میان مبانی دفاع مقدس مبادرت و در کنار روایت خود، رگ و ریشه های عمیق فمینیستی و... را به بیننده حقنه نماید، در سالن نمایش حضور پیدا کرده و بعضا ممکن است این ذهنیت را تا بخش عمده ای از  اثر و حتی تا تلاقی مادر شوهر و عروس در معراج شهدا و ... حفظ نماید؛ اما فی الواقع پس از اعلام شهادت همسر خانم خیری، دیگر نمی توان بر این پیش زمینه ی ذهنی وقعی نهاد.

ویلایی ها بر خلاف تمام ذهنیت های حقیقی خارج از متن خود، که به واسطه ی مرور کارنامه ی برخی از عوامل تولید آن به مخاطب حرفه ای منتقل می نماید، اثری نجیب و درخور اعتناست؛ اثری است که به صورتی حقیقی و نه خیال مانند و وهم گونه به موضوع دفاع مقدس می نگرد؛ اثری که همچون دیگر آثار دفاع مقدسی که تاکنون در این دوره از جشنواره به نمایش در آمده، به دنبال وهم و خیال رزمندگان نرفته و همچون چراغ های ناتمام موسسه ی شهید آوینی، شعر نمی سراید و آن را جایگزین شور و شعور دلاورمردان و شیرزنان هشت سال دفاع مقدس نمی کند و صرف نظر از تمامی نکات مثبت و قابل اعتنای دریاچه ماهی، اجساد مطهر مدافعان ایران اسلامی را به سطح روایت توهمات آقا رضا نمی کشاند و حاج سعید را درگیر انعکاس توهمات کُدگذاری شده ی خود، بر روی پرینت نقشه های گوگل مپ، نمی کند و ...؛ بلکه ویلایی ها به سراغ مستندات جنگ تحمیلی رفته و قطعه ای از وقایع واقعی جنگ را که در منطقه ی عمومی اندیمشک در جریان بوده به تصویر می کشد.

ویلایی ها به سراغ مستندات جنگ تحمیلی می رود و از زوایه ی مد نظر خویش، قطعه ای از حضور خانواده ی زرمندگان دفاع مقدس و اسکان ایشان در خانه های ویلایی منطقه ای واقع در اندیمشک را به روایت می نشیند و در این میان طبیعی است که روایت خانم کارگردان از وقایع دفاع مقدس، به خلق داستان ویلایی ها به عنوان داستانی زنانه منجر شود؛ اما باید توجه داشت که این زنانگی نه از جنس حضور فمینیستی  رایج در سینمای ایران است و نه از جنس رایج سوء استفاده از المان زن به منظور ترسیم یک مسیر اشتباه در ذهن بیننده و در نهایت تقابل با مبانی دفاع مقدس؛ بلکه داستانی زنانه که ماهیتی حماسی داشته و صلابت زن مسلمان ایرانی را در پاسداری از کیان جامعه ی اسلامی خویش به نمایش می گذارد.

زنان حاضر در ویلایی ها هریک شاخص تفکری بوده و سبک زندگی ویژه ای را نمایندگی می کنند؛ سبک زندگی جاری و ساری در ایران آن روزها را که اگر چه ظرفیت ۹۵ دقیقه ای اثر، توان ترسیم همگی آن را ندارد؛ اما در مجموع با تمرکز بر خانواده و بالاخص همسر و مادرداوودی که به صورت نمادین، می تواند نقش عزیز را برای تمامی ایشان ایفا نماید؛ مخاطب را با کُلیت زندگی اکثریت رزمندگان و خانواده ی ایشان، آشنا می سازد و حتی چرایی حضور زیاد برخی و حضور کم برخی دیگر در محیط ویلا و در کنار خانواده را متذکر می شود.

ویلایی ها نکات برجسته ی بسیاری دارد که مجال حاضر فرصت طرح تمامی آن را نمی دهد؛ با این همه شاید یکی از مهم ترین ویژگی ویلایی ها را بتوان در طرح موضوع فرماندهی زنان جامعه در محیط اجتماعی خانواده مسلمان ایرانی قلمداد نمود.

بر این اساس زن کدبانوی ایرانی از چنان پتانسیلی برخوردار است که در محیط اجتماعی خود حماسه آفریده و این موضوع در ویلایی ها به صورت نمادین با خلق گلخانه ای با طروات در محیط جنگ زده و ویران گردیده ی پیرامونی خویش همراه است؛ گلخانه ای که هر بخش آن یادگار یکی از دوستان خانم خیری است.

ویلایی ها بدور از هر گونه وهم و خیالی و تنها با مرور بخش کوچکی از وقایع هشت سال دفاع مقدس، حماسه ای را به تصویر می کشد که زن مسلمان ایرانی، جزیی لاینفک از آن بوده و به نوعی ویژه یکی از ارکان پدیدآورنده ی آن است؛ رُکنی اساسی که امنیت فکری و روحی و روانی همسران خود را به نحوی تامین می سازد که ایشان بتوانند با صلابتی مثال زدنی، به تقابل با دشمن بعثی پرداخته و حماسه های میادین رزم را رقم زنند؛ حماسه هایی از جنس ایثار که در پس خود طیفی گسترده ای از شیر زنان سلحشور و مقاوم را در بر می گیرد.

ویلایی ها روایتی هر چند محدود از شیرزنانی است با وظایف اجتماعی گوناگون، از پزشک و پرستار و خیاط گرفته، تا رخت شور و انبادار و مربا پز و ... که تمام همت خود را معطوف تامین نیازهای ضروری مردان حماسه ساز خود می سازند و این همه در حالی است که ایشان جملگی، در مقام مادری و همسری در طیف های مختلف از عزیز گرفته تا سیما و خانم خیری و ... کیان خانواده خویش را تضمین می  نمایند.

ویلایی ها از منظر دیگر، جلوه ای از بلوغ زنان هنرمند این مرز و بوم، در ترسیم و ارایه ی شکوه زن مسلمان ایرانی است؛ زنان واقعی ایران زمین که همچون عزیز با بازی فوق العاده ی ثریا قاسمی، ضمن ترسیم ماهیت سبک زندگی ایرانی که مادر بزرگ به عنوان مربی نسل بعد، قوام بخش زندگی میان نسلی بوده و سایر زنان در هر طیف و با هر مسئولیت اجتماعی، بدور از شعارهای منورالفکرانه و بعضا فمینیستی و ...، خود را موظف به تربیت نسل و ایجاد ثبات اجتماعی جهت بقای جامعه می دانند.

در پایان با آرزوی توفیق مجدد برای کارگردان اثر که این چنین زیبا و توانمند به ایفای رسالت هنری خود پرداخته؛ امید است تا این تلاش حرفه ای، بالاخص با تدبیرهای غلط متولیان فرهنگی کشور، به ناکجا آبادهای منورالفکرانه و ترسیم نَفَس کارگردان منجر نشود و مسیر هنری سرکار خانم منیره قیدی را به مسیرهای رایج و جاری و ساری سینمای این روزهای ایران نکشاند و از ایشان استدعا نمود تا با درک گوهر وجودی و پتانسل والای هنری خود، شیر زنان ویلایی ها را سرمشق همواره ی زندگی خویش قرار داده و خود را موظف به پاسداری از گنجینه ی برجای  مانده از ایشان بداند. 



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.