جنبش فکری هنری سنما انقلاب

درام اجتماعی و مشکلات جامعه موضوعی است که این روزها به موضوع اصلی، جشنواره فجر تبدیل شده است. 

سدمعبر، سدی برای امید به آینده/ ابراهیم یزدانی

درام اجتماعی و مشکلات جامعه موضوعی است که این روزها تبدیل شده است به موضوع اصلی، جشنواره فجر. فیلم سد معبر هم که ساخته محسن قرایی و به نویسندگی سعید روستایی است، درباره قاسم، کارمند اداره سد معبر شهرداری است که برای بهبود وضعیت زندگی خود تلاش می‌کند؛ اما در این راه با نرگس، همسرش اختلاف نظر پبدا می کند. بازیگران کلیدی این فیلم حامد بهداد و باران کوثری هستند که نقش زن و شوهری را در این فیلم بازی می کنند که نویسنده مسائل را بر محوریت زندگی آنها روایت می کند.

داستان از اینجا شروع می شود که حامد بهداد شخصیت اصلی فیلم با مشکلات بسیار اقتصادی رو به رو است و به علت شغل سخت و ناراحت کننده اش توان مقابله و تحمل مشکلات را ندارد. در این بین توجه قاسم (حامد بهداد) به ارثیه ای که به همسرش (باران کوثری) می رسد، جلب می شود و آن را برای خرید یک کامیون قسطی مصرف می کند. اینجاست که گره داستان را نویسنده شکل می دهد، البته سریع و زود وارد می شود و مخاطب در استرس سرعت و شدت اتفاقات فیلم تا حدودی دچار سختی تحلیل می شود.

سد معبر فیلمی دیالوگ محور و مبتنی بر کنش های رفتاری در حین دعوا و نزاع است. تقریباً 60 درصد از فیلم به درگیری های قاسم با دست فروشان بدبخت تر از خودش می گذرد و مخاطب بر صفحه نمایش تنها درگیری، الفاظ رکیک و نزاع های مختلف را در این زندگی بدبختانه قاسم می بیند.

فیلم در طی حرکت خودش انگار از جبری سخن به میان می آورد که همه را وادار به دست کجی و دروغ‌گویی و باج‌خواهی می‌کند و یک عده هستند که حق تنفع و استفاده را دارا هستند و هیچ کس نمی تواند به آن دسترسی پیدا کند. استفاده از مضامین اختلاس، دزدی و چاپیدن در فیلم کاملاً این تصور کارگردان را مشهود می کند. این جبر خرافاتی که گریبان فقرا را گرفته است، در واقع حکم مخدّری را دارد برای توجیه زندگی نکبت‌وار ِمردمانی طلبکار از یکدیگر. به نوعی بدبختی در میان این قضر ارثی است و میراثی است که بین آنها تقسیم می شود، این موضوع را فیلم با نشان دادن رفتارهای پدر قاسم و وضعیت اسفناک زندگی وی نشان می دهد. مدت های زیادی است که این کلیشه ی همیشگی که طبقات پایین جامعه را در بند بدبختی، قرض و نارضایتی از زمین و زمان نشان می‌دهد، در سینمای ما لانه کرده است.

ما در کار قبلی نویسنده، با خانواده یک معتاد مواجه بودیم؛ اما این بار طرف حساب‌مان بازوی اجرایی یکی از ارکان حاکمیت است. ماموران سد معبر که جان و روان خود می گذرند برای کسب یک اندک حقوقی که بری زندگی آنها هیچ فایده ای ندارد و در مواجه با حجم عظیم مشکلات و مسائل آنها امری خنده دار است. تصویری که از ماموران سد معبر به نمایش در می آید، عٌمّالی هستند که تقریبا در کف هرم قرار دارند و هرچقدر از بالا دستشان حساب می‌برند، طلبکارانه‌تر از آن را از مردم، توقع حرف شنوی و اطاعت دارند! این‌ها همه تصاویر و فضایی است که با دیدن « سد معبر» باید در ذهنمان، از جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم ترسیم شود.

به عنوان نکته پایانی باید گفت، فیلم حرف های تکراری معضلات اجتماعی و مسائل اجتماعی که در جشنواره های پیش گفته می شده است را با بروزرسانی جدید خودش ارائه کرده است. علت جذابیت و همبستگی مخاطب با این فیلم این امر است که بصورت بی پرده و خیلی باز معضلات را مطرح می کند و همین صراحت برای مخاطب لذت بخش است؛ اما فیلم سرعت بسیار بالایی دارد و اتفاقات تند و سریع رخ می دهد بصورتی که در برخی سکانس ها مخاطب در سیر داستانی سردرگم می شود. فیلم سد معبر هدف مشخص از نقد اجتماعی ندارد و صرفاً یک داد و بیداد پر تب و تاب اجتماعی است و هیچ گونه رویکرد مصلح اجتماعی ندارد. 



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.