جنبش فکری هنری سنما انقلاب

علی نوری اسکویی: اساساً قهرمانها چیزی نیستند که ما یا یک هنرمند دیگری در جایی به آن رسیده باشد و بخواهد بگوید این برای مخاطب نسخه ی خوبی است. مخاطب ها قهرمان ها را آفریده اند. یعنی قهرمان متعلق به شخصی نیست که بگوییم یک فردی در عرصه ی ادبیات پیدا شده است.

مشروح گفتگوی سید محمد حسینی و علی نوری اسکویی در خصوص انیمیشن رهایی از بهشت و مولفه های سینمای قهرمان

سید محمد حسینی: موضوع برنامه، موضوع قهرمان در سینماست. تا الآن گفتگوهای متعددی درباره قهرمان در سینما مطرح شده است؛ اما چیزی که این بحث را متمایز می کند این است که ما امروز در محضر دوست عزیزی هستیم. آقای علی نوری اسکویی عزیز که به زعم بنده یکی از بهترین فیلمهای جشنواره سی و پنجم فجر را ساخته اند. انیمیشن "پشت دروازه های بهشت" درست است؟

آقای علی نوری اسکویی: نامش را عوض کردیم و گذاشتیم "رهایی از بهشت"

 

سید محمد حسینی: فیلم بسیار خوش ساختی که از نظر ساختار انیمیشن حتماً ما را یک گام به جلو می برد و حتماً ما را به مرزهای انیمیشن حرفه ای دنیا نزدیک میکند.

مقداری درباره خود فیلم توضیح بدهید تا من سوالاتم را خدمتتان عرض کنم.

آقای اسکویی: من هم عرض سلام دارم خدمت شما و دوستان عزیزی که برنامه شما را نگاه می کنند. 

فیلم سینمایی "رهایی از بهشت" یک فیلم بلند انیمیشن با یک قصه جدی، با یک رویکرد روایی جدی و با تصمیمی برای دیده شدن در سینما ساخته شده است. خیلی تلاش کردیم که کار هم به لحاظ فرمی و هم محتوایی دارای ویژگی باشد که جدی بودن آن مشخص شود. یعنی وقتی شما می خواهید یک روایت جدیدی داشته باشید یا کار خاصی انجام می دهید، حتماً باید فرم جدیدی تن خود کنید. برای ما این خیلی اهمیت داشت. یعنی از نظر فرمی و سایر ویژگی ها، باید به مخاطب خود میگفت که من قرار است که متفاوت ظاهر شوم. 

 

سید محمد حسینی: موضوع برنامه که به آن می پردازیم، بحث قهرمان است. من می خواهم بیشتر درباره قهرمان با یکدیگر صحبت کنیم. شما یک آئینه ای از قهرمان اسطوره ای و تاریخی ایران، در مقابل یک قهرمان معاصر قرار داده اید و این قهرمان معاصر را در آئینه ی آن قهرمان اسطوره ای به مخاطب خود نشان می دهید. اساساً عنصر قهرمان از نظر شما چگونه است؟ چرا در سینما _و به خصوص سینمای انیمیشن_ ضرورت دارد که به موضوع قهرمان بپردازیم؟

 

آقای اسکویی: ببینید؛ اساساً قهرمانها چیزی نیستند که ما یا یک هنرمند دیگری در جایی به آن رسیده باشد و بخواهد بگوید این برای مخاطب نسخه ی خوبی است. مخاطب ها قهرمان ها را آفریده اند. یعنی قهرمان متعلق به شخصی نیست که بگوییم یک فردی در عرصه ی ادبیات پیدا شده است و این فرد به این نتیجه رسیده است که قهرمان در ادبیات داستانی میتواند برای مخاطب جذاب و مفید باشد. اگر روند شناخت و معرفی قهرمان را در متون مختلف ادبی و فرهنگی بررسی کنیم، به اینجا می رسیم که بر اساس پایش مردمی، عده ای از پژوهشگران به این درک رسیده اند که مردم در مقایسه شخصیت ها، موضوعات و روابط با یک ویژگی خاصی _که بعداً نامش قهرمان شده است_ به درخواست جمعی رسیده اند؛ یک نیاز از جانب بشریت برای درک قهرمان. چرا به عقب تر برنگردیم و دقیق تر نگاه نکنیم؟ ببینیم قهرمان در تعریف متون پژوهشی دنیا چیست؟

 

سید محمد حسینی: دو نکته در فرمایشات شما بود: یکی اینکه قهرمان، زایش یک فرد خاص نیست. یعنی یک نفر خاص آن را اختراع نکرده است. این درواقع نوعی کنش سینمایی بوده است که مردم به آن رسیده اند. مثل داستانهایی که سینه به سینه به مردم رسیده است. مثلاً داستانهایی که درباره پوریای ولی گفته شده است. ممکن است بخش هایی از آن مربوط به زندگی او باشد ولی قسمت عمده ای از این داستانها مربوط به او نیست. یک نکته دیگر هم اینکه فرمودید قهرمان، زبان مشترک عامه مردم در کره ی زمین است؛ یعنی اگر ما می خواهیم سینمای ما جهانی شود، می توانیم با زبان قهرمان صحبت کنیم. کاری که در کشورهای دیگر هم انجام میشود. یعنی در واقع خلق قهرمان مساوی است با خلق خوانشی از تمدنی که در آن به سر می بریم.

 

آقای اسکویی: ببینید؛ به نظر من، اگر بخواهیم از بالاتر بررسی کنیم قهرمان دو وجه دارد. یک وجه اگر بخواهیم خیلی ساده مثال بزنم این است که مردم وقتی میخواهند یک شخصیتی که می شناسیم تبدیلش کنند به یک شیوه بیانی و روایی در بین خودشان، ابتدا او را قهرمان می کنند. این یک صورت ماجراست. صورت دیگر ماجرا این است که در طول طبیعتاً یک سری فرایندهای کلامی، حسی، شناختی و... یک سواد نظری عام درباره ی قهرمان شده است. امروز ما می توانیم به اینها رجوع کنیم و بفهمیم که تعریف مردم از قهرمان چیست و او را چگونه می بینند. دراین باره زیاد کتاب نوشته اند.

 

سید محمد حسینی : این تعریف، یک تعریف عرضی میشود. درست است؟ یعنی اصل ماجرا در این تعریفها خلق نشده است. اصل، همان ساختار نیاز اجتماعی بوده است که در بستر آن داستان سرایی شده است.

در فیلم شما هم همین اتفاق می افتد. شما با تمسک جستن از یکی از وجوه قهرمان دنیای معاصر ما، که قطعاً وجوه شخصیتی زیاد دیگری هم دارد، این داستان را خلق کرده اید و پهلوانی ساخته اید که در داستان شما خیلی خوب و شیرین نشسته است.

 

آقای اسکویی: البته خود شخصیت شهید چمران هم ویژگی هایی دارد که برای ما خیلی راهگشا بود. یعنی ایشان هم یک زندگی دارد شبیه زندگی اساطیر. سفرهایی که داشته اند، اتفاقاتی که تجربه کرده اند و... مثلاً در کلام عام جامعه هم می گوییم که بعضی از شخصیت ها قهرمانان معاصر ما هستند. همین می توانست دست مایه فیلم شود. 

 

سید محمد حسینی: به نظر من شده است و اتفاق تازه ای است در سینمای ایران. قطعاً راهگشا خواهد بود.

یکی از اتفاقاتی که در فیلم شما رخ داده است، خود کاراکتری است که شما بعنوان کاراکتر قهرمان طراحی کرده اید. اساساً کاراکترهای داخل قصه شما، کاراکترهایی هستند که قابلیت بیرون آمدن از پرده سینما را دارند و این یکی از اصلی ترین مولفه های پرداختن به موضوع است؛ قهرمان در سینما. قهرمان در سینمای ما چه مشکل بزرگی دارد؟ شاید بخشی از دلیل نپرداختن به قهرمان در سینمای ما، موضوع اقتصاد سینما باشد. چون وقتی سینمای قهرمان محور مطرح می شود بخش کوچکی از درآمد، گیشه است. بخش اصلی درآمد بیرون از سینماست. وقتی از آنجا بیرون می آید، قهرمان در واقع از قید محدودیت کادر خلاص می شود و حالا در تخیل بچه ها استمرار می یابد و در زندگی شان جاری می شود. ما تا به حال چنین قبلیتی برای قهرمانانمان در سینما نداشته ایم. فیلم شما تقریباً می توان گفت جزو معدود فیلمهایی است که این امکان را به ما می دهد. حال می شود به حواشی قهرمان سازی و صنعت قهرمان سازی در سینما فکر کرد.

 

آقای اسکویی: ما چون از ابتدا فکر میکردیم به اینکه این فیلم طبیعتاً باید بخشی از جریان اقتصادی خود را از بیرون از پرده سینما تامین کند، و حتی بتواند پخش بین المللی داشته باشد، محصولات جانبی و... داشته باشد، برایمان مهم بود که شخصیت ها حتی از لحاظ گرافیکی و فنی ویژگی این را داشته باشند که قابلیت تبدیل شدن به عروسک هم داشته باشند.

خود سینماگران قطعاً باید جایی احساس کنند این کاری که انجام می دهند به یک ثمری می نشیند. گیشه در سینمای ما هنوز اتفاق عجیبی را برای سینماگران رقم نزده است، یعنی تعداد سینماگران ما که بسیار بسیار خرسند باشند از گیشه، به انگشتان یک دست هم نمی رسد. طی جشنواره ی 35 ام فجر ما فیلم هایی را می بینیم که متفاوت تر هستند و فیلمهایی را می بینیم که سعی کرده اند خود را در جریان سینمایی که در دو- سه سال اخیر شکل گرفته است. اقبال مدیریت کلان و احترامش نسبت به فیلمهایی که در یک جریان هضم هستند خیلی بیشتر است. یعنی با آنها خیلی محترم تر هستند. طبیعتاً وقتی فیلمساز این برخورد را در مدیریت کلان می بیند، به انتخاب دست می زند. در همه دنیا جریان های سینمایی با دقت از بالا رصد میشوند و آنهایی که انتفاع بیشتری برای سینمای آن کشور دارند، بخش ستادی ماجرا آنها را ارزش گذاری می کند تا بتواند برای سینمای خود اتفاق خلق کند و بتواند تغییرات اساسی در سینمای کشورش بوجود آورد؛ اما متاسفانه ما در ایران، این را نداریم. یعنی مدیران هم گاهی پشت سر جریانات سینمایی که شاید بعضی وقت ها اشتباه بوجود بیایند قرار می گیرند. مثلاً شاید اگر شما یک جریان در فضای مجازی راجع به یک فیلم راه بیندازی و یک شوخی بکنی، همه مدیران سینمایی ما نظرشان را با آن جریان اشتباه همراه می کنند و این یکی از مواردی است که باعث می شود این مشکل بوجود بیاید. یعنی اگر قهرمان اگر نیاز _حتی اقتصادی_ سینمای امروز ما هست، مدیریت کلان نمی تواند این را ببیند. مدیریت کلان فعلاً جریان اجتماعی که قابل رصد برایش هست دنبال میکند. در این میان نمیتوان خیلی از فیلمساز توقعی داشت. این واقعیتی است که نمی توان از آن فرار کرد.

 

سید محمد حسینی: خیلی ممنونم آقای اسکویی. من که خیلی استفاده کردم. 



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.