جنبش فکری هنری سنما انقلاب

فیلم کارگر ساده نیازمندیم همان گونه که در یک خطی داستان آن هم می بینیم، به رغم گرفتن پز عدالت خواهانه و انسانی در ظاهر، تلاش برای رسیدن به عدالت و انسان باقی ماندن در شرایط و محیط آلوده را بیهوده می داند. در یک خطی داستان می خوانیم: " بعضی فکر می کنند که هر چیزی را می توانند با پول بخرند ... و می خرند متاسفانه. 

کارگر ساده نیازمندیم؛ اعتراض به سبک دیوید فینچر/ محمد بحرینی

کارگر ساده نیازمندیم، فیلمی است اعتراضی علیه سرمایه داری، به سبک فیلم هایی همچون باشگاه مبارزه از ساخته های دیوید فینچر. فیلمی که فقط ژستی اعتراضی دارد و در عمل نشان می دهد که تلاش برای در افتادن با سرمایه داری بیهوده است. فیلم همچنین می خواهد به افرادی که به امید وجود کار و زندگی مطلوب به تهران مهاجرت می کنند بگوید که دچار توهم هستید و اوضاع زندگی و کار در پایتخت آن قدرها که فکر می کنید رو به راه نیست.

فیلم فرد ثروتمندی به نام جهان را نشان می دهد که با پول، افراد فقیر را می خرد و به هر خواسته ی کثیفی که دارد سعی می کند با پول دست بیاید. فیلم در نهایت راه حل ارائه می دهد: باید سرمایه دارهایی که بویی از انسانیت نبرده اند را نابود کنیم. این راه حل دقیقاً شبیه همان راه حلی است که دیوید فینچر در باشگاه مبارزه ارائه می دهد. اما یک مسئله ی اساسی را نباید فراموش کنیم و آن هم مدیریت اپوزیشن در سینمای هالیوود است. در آمریکا هیچ فیلم سازی مستقل از سیستم دولتی وجود ندارد. نظام حکومتی در آمریکا سرمایه داری است و اگر هم فیلم های به ظاهر عدالت خواهانه در هالیوود ساخته می شود همگی بازی های درون سیستمی در جهت مدیریت اپوزیسیون هستند. نکته ی قابل توجه آن است که با وجود این دست فیلم ها که در سینمای آمریکا تعدادشان کم نیست هیچ تاثیری در فروپاشی نظام سرمایه داری نمی بینیم بلکه سرمایه داری روز به روز گسترش یافته است. این دست فیلم ها صرفاً هیجان های عدالت خواهانه و آزادی خواهانه را فرو می نشاند. این دست فیلم ها به معترضین می گوید: مگر همین حرف را نمی خواستی بگویی؟ من به جایت گفتم دیگر! اما نکته ی اساسی اینجاست که هیچ راه حل عملیاتی که حقیقتاً راه گشا باشد در این فیلم ها ارائه نمی شود و با این فیلم ها صرفاً احساسات و هیجانات مردم معترض، در سالن سینما تخلیه می شود. مثلاً راه حل فیلم باشگاه مبارزه چیست؟ یک تعدادی افراد مشت زن تربیت کنیم که در عین قدرت بدنی، توانایی ساخت ماد منفجره هم داشته باشند و با این کار به جنگ سرمایه دارها برویم و ثروت شان و آسمان خراش های سر به فلک کشیده شان را نابود کنیم. این راه حل فیلم است. آیا این راه کار عملی است؟ به مجردی که یک چنین حرکتی شروع شود توسط دستگاه اطلاعاتی و پلیسی همین نظام سرمایه داری سرکوب خواهد شد. یا مثلاً در فیلم " In Time " دختر و پسر جوانی راه افتاده اند و با یک کلت دارند همه ی سرمایه داران را نابود می کنند و پلیس هم هر چه تلاش می کند نمی تواند آن ها را بگیرد! در خلال این ماجرا یک دیالوگِ یکی از سرمایه دارها تمام روحیه ی ضد سرمایه داری را در مخاطب سرکوب می کند: " هر چقدر هم برای عدالت تلاش کنی نهایتاً یک یا دو نسل ادامه پیدا کند. باز هم قانون تنازع بقا و بقای اصلح، شرایط را مثل روز قبل خواهد کرد. " تمام این ها نشان می دهد که هالیوود نه تنها سعی در تحریک احساسات علیه سرمایه داری و به میدان آوردن معترضین سرمایه داری را ندارد بلکه تمام تلاشش فرونشاندن این احساسات و منصرف کردن معترضان است. حال اگر ما بیاییم و فیلم هایی تقلیدی بسازیم در همین میدان که نامش مدیریت اپوزیسیون است بازی کرده ایم.

فیلم کارگر ساده نیازمندیم همان گونه که در یک خطی داستان آن هم می بینیم، به رغم گرفتن پز عدالت خواهانه و انسانی در ظاهر، تلاش برای رسیدن به عدالت و انسان باقی ماندن در شرایط و محیط آلوده را بیهوده می داند. در یک خطی داستان می خوانیم: " بعضی فکر می کنند که هر چیزی را می توانند با پول بخرند ... و می خرند متاسفانه. " قسمت اول این جمله ژستی در نفی این گونه افراد می گیرد اما در قست دوم این گونه القا می کند که این مساله اجتناب ناپذیر است و کاری اش هم نمی شود کرد. درست همانند فیلم In Time که تلاش برای رسیدن به عدالت را بیهوده تلقی می کند. در جایی از فیلم کارگر ساده نیازمندیم یکی از کسانی که از شهرستان به تهران آمده وقتی با دوستانش صحبت از به انحراف کشیده شدن فردی است که آدم سالمی بوده اما محیط بد پایتخت باعث انحراف او شده، با دوستانش مخالفت می کند و می گوید آدمی که بخواهد سالم باقی بماند در هر شرایطی می تواند خود را حفظ کند. اما در پایان فیلم می بینیم که خودش هم نمی تواند پای حرف خود باقی بماند و جهان را به قتل می رساند. پایان فیلم این پیام را القا می کند که تمام این حرف ها شعار است و ژستی بیهوده. در عمل، همان قانون تنازع بقا وجود دارد و اهداف دنیوی وسیله را توجیه می کنند و هیچ کس نمی تواند خوب و پاک باقی بماند. چرا که زمانه، زمانه ی زر و زور است و تلاش برای بر هم زدن نظم فعلی به جایی نمی رسد.

به نظر می رسد فیلم کارگر ساده نیازمندیم پیام خود را در دو سطح بیان می کند. یکی مربوط به مسایل درونی کشور و بی عدالتی موجود و یکی نیز مربوط به بی عدالتی در سطح جهان. چرا که از طرفی فیلم در داخل ایران و پیرامون مسایل کشورمان ساخته شده و از طرفی دیگر نام شخصیت سرمایه دار فیلم، " جهان " است. جهانِ سرمایه دار، همه را با پول می خرد و هیچ کاری هم نمی توان کرد. این جمله هم قابل تطبیق با داستان فیلم است و هم قابل تطبیق با شرایط امروز دنیا. البته این که هیچ کاری نمی توان کرد دیدگاه فیلمساز است.



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.