جنبش فکری هنری سنما انقلاب

فیلم سد معبر سعی دارد  نوعی خرافه گرایی و اعتقادات بی پایه و اساس را به جوامع پایین شهر و در قشر ضعیف جامعه بچسباند. یک سری المان های دینی را با پوسته ی اخلاق مداری ضعیف و دور از عقلانیت به خورد مخاطب دهد و در آخر ثابت کند پس این دین مداری کهنه شده و امروزه نیاز مردم با آن مرتفع نمی شود.

سد عقیده؛ نگاهی بر فیلم سد معبر/ فاطمه خانی پور

فیلم سراسر خشونت ، تنش و عصبی گری است. فیلم اجتماعی سیاه دیگر که مخاطب را مجذوب می کند. مخاطب ناخودآگاه با فیلم و اتفاقات آن گره خورده و همراه می شود و علت آن فقط و فقط هیجان منفی موجود در فیلم است. فیلم در جاهایی به اوجی از هیاهو و تنش می رسد که اجازه پرسشگری از مخاطب را گرفته و او را میخکوب میکند از آن طرف هم مخاطبانی که تحمل این سطح از حجم و هجوم تنش را ندارند در همان دقایق اولیه صندلی سینما را ترک می کنند.

در نقش های اصلی فیلم یک وجه مشترک وجود دارد و آن تصمیمات و کارهای عجولانه دور از عقل و منطق و به تعبیری احساسی و دلی عمل می کنند.

در واقع افراد در فیلم به هیچ مسلکی پابند نیستند و هیچگونه نمیتوان فعالیت های آنان را فهم و پیش بینی کرد . فقط احساس است و احساس. یک جا دلشان بخواهد می روند دندانشان را با انبردست می کنند تا بتوانند امانت غریبه ای را پس دهند و درست در همان لحظه موقعیت شغلی یک کارمند شهرداری را به خطر می اندازند و او را بی آبرو و تهدید می کنند. در فیلم سراسر تعارضات اینچنینی را شاهد هستیم. در آخر هم مسلک هیچ کس برایمان روشن نمی شود که بالاخره این جماعتی که از صبح تا شب با خشونت توی سر و کله ی هم می زنند ، به چه چیزی اعتقاد دارند؟ و یا اصلا به چه چیزی اعتقاد ندارند؟ با این وجود آنقدر فشار هیجانات فیلم بالاست که کمتر می شود در خلال فیلم این سوالها را از خودت بپرسی.

فیلم سد معبر سعی دارد  نوعی خرافه گرایی و اعتقادات بی پایه و اساس را به جوامع پایین شهر و در قشر ضعیف جامعه بچسباند. یک سری المان های دینی را با پوسته ی اخلاق مداری ضعیف و دور از عقلانیت به خورد مخاطب دهد و در آخر ثابت کند پس این دین مداری کهنه شده و امروزه نیاز مردم با آن مرتفع نمی شود. آنجا که از تفکرات سطحی دینی قهرمانان داستان سخن به میان می آید و مثلا همسر دست فروش می گوید که من فکر میکردم که پول را پس نداده که به این حال و روز افتاده و وقتی حامد بهداد به دروغ می گوید یه چیزی به کسی داد و خیال زن راحت می شود و می رود. یعنی در این نوع تفکر این دین و خدایی است که اگر پول حرام را برداشته باشی تو را به آن حال می اندازد ولی اگر برنداشته باشی در حالیکه به آن حال افتاده باشی روی تخت بیمارستان ، تو دیگر مطالبه ای نداری و می روی؟ این نوع تفکر دینی یا اخلاقی یا هر چیز دیگری که نوعی بده بستان است، پس چرا دیگر طلبکار نمی شوی؟ همان جمله ی معروف قدیمی که می گفتند نکن خدا قهرش می آید ... شاید کل فیلم در این جمله خلاصه شود. همان تعبیر ساده و عوام گرایانه و سطحی از خدا. خدایی که هیچ منطق و صبری ندارد و درست مثل همین آدمها احساسی و عجولانه تصمیم می گیرد.

مردمی که به یک چیزهایی پابند و به چیزهایی دیگر پابند نیستند. مردمی که دین و اخلاق را از ترس مادر و زن هایشان رعایت می کنند. مردمی که به راحتی وسوسه می شوند و فکر می کنند اگر وسوسه شوند خدا بر سرشان نازل می کند. یک پوسته ی خیلی خیلی سطحی از دین را گرفته و همان را علم کرده اند.

بی قراری این گونه افراد که در فیلم نشان داده شد از درون خانواده خودشان نشآت می گیرد. چرا که افراد در درون خانواده مدام در حال جر و بحث کردن هستند. اختلاف نظرها به دعوا و قهر و خشونت کشیده می شود. در حالیکه بی پولی و مشکلات از اول فیلم همواره وجود داشته تا آخر فیلم هم ما حل شدن هیچ کدام را نمی بینیم. اما در سکانس آخر نقش اول فیلم ، حامد بهداد ، که همواره در تقلا و جوش و خروش بود را آرام می بینیم به صندلی ماشین تکیه داده و این در حالی است که نه قصه ی کامیون حل شده نه خانه نه ماشین امانتی تصادفی نه دیه ها تمام شده و نه تعارضات شغلی او مرتفع گشته است. اما او در ناباوری مخاطب آرام شده است. چرا؟ دوربین بر می گردد و زنش را نشان می دهد که در صندلی عقب آرام گرفته و در سکوت فرورفته است. این یعنی تمام تعارضات و مشکلات ناشی از خود خانواده است و وقتی خانواده آرام یابد می تواند با عقلانیت و نه احساس به فکر حل مشکلات برآید و به طبع تصمیمات غیر عقلانی اتخاذ نمی شود.

اما حامد بهداد حالا که به اصطلاح آرام شده است و قبلا گفته بود که پول را پس می دهد در آخر فیلم می گوید فردا پول را پس می دهم و کاملا مشخص است که دیگر معلوم نیست اصلا پول را پس بدهد یا نه.

چه خوب است در اینجا اشاره کنم به آیه65 سوره عنکبوت : این مردم مشرک چون به کشتی نشینند و به دست امواج خطر افتند در آن حال تنها خدا را به اخلاص کامل در دین می خوانند ، و چون از خطر دریا به ساحل نجاتشان رساند باز به خدای یکتا مشرک می شوند.

در کل این فیلم یا می خواست درک سطحی از دین را نشان دهد که امید داریم اینگونه باشد و یا اینکه می خواست دین را کهنه قدیمی و غیرقابل ارجاع در مشکلات نشان دهد که این اوج بی انصافی فیلسماز را نشان میدهد اگر اینگونه باشد. 



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.