جنبش فکری هنری سنما انقلاب

فیلم پر از ناهنجارهایی است که اگر نگوییم ترویج و تشویق، تقبیح هم نمی شوند که این خود اشاعه فحشا به حساب می آید. از روابط آزاد و بی قید و شرط بین محرم و نامحرم تا خوش گذارندن با خواندن آوازهای بیهوده و رقص تا دروغ و پنهان کاری های خلاف و حتی سیگار کشیدن...

یاس، شکست و ناامیدی؛ کلید واژه های فیلم آذر/ داود عبدالعلی پور

یاس، شکست و ناامیدی واژه های پررنگ و کلیدی ای است که با دیدن این فیلم به مخاطب منتقل می شود. سیاهی و حس غم انگیز ناتوانی از همان اوایل داستان تا آخرین صحنه های آن به چشم می خورد. زندگی ای تلخ همراه با حوادث تلخ، از قتل ناخواسته تا سیگار کشیدن برای فراموشی دردها تا غم و اندوه بسیار عمیق یک مادر برای فوت پسرش در کنار پنجره و این دست صحنه های تاریک سراسر فیلم را فراگرفته است؛ اما اینها تنها فضای غالب بر لایه اول فیلم است، آنچه در لایه بعدی فیلم (که چندان هم پنهان نیست) فضای غالب برآن را تشکیل می دهد، نگاهی اعتراض گونه و بداندیشانه نسبت به بعض عقاید مذهبی جاری در جامعه است که همراه با معضلات و مشکلاتی دیگر که همزمان در جامعه وجود دارند، دست به دست هم داده تا تنها سود و فایده این عقاید و سنت های مذهبی را  سختی و ضرر برای انسان ها و عدم درک صحیحشان از یکدیگر نشان دهد!

 در کنار این پیام، فیلم پر از ناهنجارهایی است که اگر نگوییم ترویج و تشویق، تقبیح هم نمی شوند که این خود اشاعه فحشا به حساب می آید. از روابط آزاد و بی قید و شرط بین محرم و نامحرم تا خوش گذارندن با خواندن آوازهای بیهوده و رقص تا دروغ و پنهان کاری های خلاف و حتی سیگار کشیدن...

شیوه ای که منجر به تقبیح سنت های مذهبی و ترویج ضد ارزش ها شده، مظلوم بودن و چاره ای نداشتن شخصیت های فیلم، همراه با حس خیرخواهی، بی غرض و پاک بودن و همچنین تلاشی مظلومانه جهت بهتر کردن شرایط است که در مواجهه با سنت های مذهبی پوچ (به زعم فیلم) به مشکل برمی خورد.

فیلم داستان دختری است که در تلاش برای رقم زدن زندگی خوب برای خود و خانواده اش مدام با شکست مواجه می شود؛ دختری خیرخواه و مظلوم که از هیچ تلاش و فداکاری ای در این راه فروگذار نیست، اما این تلاش های مظلومانه با هنجارهای سنتی مذهبی جامعه مواجه می شود و این هنجار ها جز سختی و زیان و آسیب بیهوده برای این دختر ندارد. ظن و گمان و کینه ای که عموی شوهر به دلیل مسائل مذهبی با دختر دارد، مشکلات عدیده ای برای آنها به بار می آورد، از طرفی دیگر صابر عاشق دختری است که دلیل مخالفت پدر با آن ازدواج هم بنظر مخالفت پدرش با بی حجابی و پسندیدن زن سنتی با حجاب است، این پدر بدون درک پسرش کورکورانه مخالفت می کند که نتیجه ای جز روابط پنهانی صابر و یگانه و سرد شدن روابط پسر با پدر در خانواده و تنهایی و غم برای همه ندارد. این نوع نگاه حاصل عدم شناخت کامل دین و انتخاب گزینشی، ناقص و کج از عقاید است که با جلوه ای معضل گونه که به آن داده شده، تکمیل شده است. فیلم بدون پیام و محتوای خاصی، صرفا نمایشی از آنچه گفته شد است و متاسفانه در آن جز ضد ارزش و سیاهی چیز قابل توجه دیگری به چشم نمی خورد...



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.