جنبش فکری هنری سنما انقلاب

به گفته کارگردان فیلم هدف این اثر نقد و به چالش کشیدن مسئله قضاوت، که بطور مداوم در جریان زندگی روزمره انسان ها با آن درگیراند، است. هرچند موضوع قضاوت و نقد قضاوت بدون علم و آگاهی لازم مطلوب است؛ اما از چند جهت انتقاداتی جدی به این فیلم وارد است.

چالش قضاوت؛ نگاهی به فیلم انزوا/ داوود عبدالعلی پور

به گفته کارگردان فیلم هدف این اثر نقد و به چالش کشیدن مسئله قضاوت، که بطور مداوم در جریان زندگی روزمره انسان ها با آن درگیراند، است. هرچند موضوع قضاوت و نقد قضاوت بدون علم و آگاهی لازم مطلوب است؛ اما از چند جهت انتقاداتی جدی به این فیلم وارد است.

اول آنکه ما شخصیت اصلی فیلم را جوانی زندانی و خلافکار می بینیم که چند روزی برای مراسم خاک سپاری همسرش به مرخصی آمده، در این بین با حرف و حدیث و تهمت هایی پشت سر همسر مرحومش مواجه می شود و در پی کشف حقیقت و جستجو بر می آید. این رفتار به هیچ وجه به خودی خود مشکلی ندارد و  بلکه مطلوب است! چرا که طبیعتاً وقتی پشت سر همسر مرحومی که چند ماهی است از آن خبر نداری حرف وحدیث های زیادی از افراد مختلف و نزدیک خود، مبنی بر خیانت او می شنوی، طبیعتا دنباله ماجرا را می گیری و باید بگیری، تا بدانی حقیقت امر چیست. هرچند بعضا میزان ظن و گمان شخصیت فیلم بالا می رود که شاید نامطلوب و شاید هم مطلوب باشد، چرا که غیرت و حساس بودن بسیار پسندیده است و البته منافاتی با عدم تصمیم گیری در شرایطی که علم آگاهی کافی نداری، ندارد و ما شاهد قضاوت قطعی از پرویز( شخصیت اصلی) نیستیم و او مدام در پی اطلاعات بیشتر و کشف حقیقت است.

دوم آنکه پرویز با یک مساله جانبی نیز مواجه است و آن سپردن سرپرستی پسر و دختر کوچک اش به یک نفر مورد اعتماد تا از زندان برگردد، ولی به هیج شخصی از خواهرش تا دوست صمیمی چند ساله اش نمی تواند بسپارد. این خود جای سوال دارد که هدف از به تصویر کشیدن این مساله چه بود؟ شاید جز همان داستان سیاه زمینه فیلم به حساب بیاوریم و مشکل و معضل مضاعف مساله "اعتماد" برای پر و بال دادن به داستان.

سوم آنکه داستان و زمینه مورد استفاده برای نقد مسئله قضاوت بسیار بسیار مورد اشکال است؛ چرا زمینه داستان باید سیاه باشد و چرا باید حتما حجم انبوهی از ضد ارزش ها، انبوهی از  فقر، بیچارگی،فلاکت، پناه بردن انسان ها به مواد مخدر، هرزگی و  بی مبالاتی و روابط نامشروع بین زن و مرد را به مخاطب نشان دهیم، تا بگوییم قضاوت کردن بد است یا سریع نباید قضاوت کرد. چرا باید شخصیت های داستان از شخصیت اصلی گرفته تا تقریبا همه افراد دیگر حاضر در فیلم خطاکار و به گونه ای منحرف باشند؟  آیا نمی شود داستانی با زمینه سفید و پاک و شفاف با نشان دادن ارزش ها و خوبی ها، افراد صالح و رفتارهای ارزشی آنها، داشته باشیم و قضاوتی نابجا را در آن که نقطه ای سیاه در آن زمینه است، به تصویر بکشیم و تقبیح کنیم؟ یا نمی شود با یک داستان سراسر آموزنده، پر فراز و نشیب و پر هیجان روایت هایی کنیم از درست زندگی کردن و قضاوت هایی درست و با علم و آگاهی که هیچ نقطه ی سیاهی هم در آن نباشد با به تصویر کشیدن طرق صحیح تصمیم گیری و آموختن به مخاطب، با رویکردی مثبت و تبیینی؟



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.