جنبش فکری هنری سنما انقلاب

فیلم، فضایی خوف و رجا دارد و داستان سرنوشت زنان رزمندگان خط مقدم را روایت می­ کند که برای حفظ خانواده و محبت به همسر، در شهرکی نزدیک جبهه زندگی خود را دنبال می‌کنند. 

همه آنچه که باید می بود؛ نگاهی بر فیلم ویلایی ها/ مسعود جلیلوند خسروی

 مواجه­ اول با نام فیلم و پیشینه ی بازیگران اصلی، هراسی در دل ایجاد می­کرد که با فیلمی مواجه هستیم که یا جنگ را به خوبی نمیشناسد یا تصویر قلب شده ای به ما رائه خواهد داد که در پی تحریف جنگ است. جنسیت کارگردان و پرداختن به زنان دهه 60 نیز شامه­ مان را برای استشمام بوی فمنیسم جنگ زده تیز کرده بود؛ اما «ویلایی­ ها» هیچ کدام از اینها نبود و برعکس با وفاداری تمام، سرنوشت پر بیم و امید زنان دفاع مقدس را نشان می­ داد. نمی­گویم جنگ و می­گویم دفاع مقدس. چرا که در قامت پایداری قهرمانان فیلم می­شد نشانی از تقدس را دید. اگرچه کم­رنگ و نه به شدت فیلم­های اوایل سال 70 اما واقعی و قابل باور. فیلم، فضایی خوف و رجا دارد و داستان سرنوشت زنان رزمندگان خط مقدم را روایت می­ کند که برای حفظ خانواده و محبت به همسر، در شهرکی نزدیک جبهه زندگی خود را دنبال می‌کنند. شرایط زندگی سخت و امکانات محدود است و در این میان پیک شهادتی است که هر لحظه ممکن است خبر شهادت یکی از رزمندگان را برای همسرشان به ارمغان بیاورد. ویلایی ­ها پتانسیل این را داشت که خیلی تلخ ­تر باشد اگر در دست کارگردانی جنگ ستیز می­ افتاد؛ اما منیر قیدی در اولین تجربه­ بلند سینمایی خود امید را از لا به لای خبر شهادت­ها و زیر بمباران­ها زنده نگه می­دارد. از زنان رزمندگان افسانه نمی­سازد بلکه آن­ها را شخصیت­هایی قابل لمس و قابل باور می ­نمایاند.

فیلم کاملا کنترل شده، درست، وفادار و سرشار از احساس خط مقدم جبهه است. البته نه خط مقدمی که جنگ رو در رو با دشمن بعثی رقم زده است، بلکه خط مقدمی که جهاد زنان رزمنده را در صبر و اشک و خون معنا می ­کند.

داستان عمیقا زنانه است. اما نه از زنانگی­های امروز سینما که سرشار از دغدغه خیانت، اشتغال، بی پولی، ازدواج سفید، ابتلا به نگاه های هرزه و... است ؛ بلکه ویلایی­ ها دغدغه مقدس خانواده را دارد. قهرمانان فیلم آمده اند که در کوران حوادث، کنار همسرانشان باشند تا با دلی خوش، از ارزش های خود دفاع کنند. زنان ویلا نشین با شرایطی که هزاران مرتبه پایین تر از آن، زنان ویلا نشین فیلم های دیگر جشنواره را به ترک زندگی و همبستر شدن با دیگران دچار می کند، زندگی خود رابه شیرین ترین شکل حفظ کرده اند. برای جبهه ها قند می شکنند و اوشین می بینند. در زمان مرخصی مردانشان، بهترین لباس ها را می پوشند و بادمجانی سرخ می کنند که ما هم از دیدنش لذت می بریم. این حقیقت زن ایرانی است. پر است از دلتنگی و دلشوره؛  اما مقاوم ادامه می دهد و حتی با شرایط بارداری حاضر نیست همسر خود را ترک کند. این شخصیت­ها واقعی هستند و بی هنران کور امروز سینما باید ببیندشان!

ویلایی­ ها با سکانس ابتدایی و معرفی شخصیت ها آغاز می شود، در نیمه گره هایی را نمایان می کند و با پایان بندی فوق العاده، تمام می شود. یک فیلم نامه سه پرده ای کلاسیک و کم نقص. خرده داستان ها را به خدمت فیلم درآمده و هرکدام وضعیتی را نمایان می ­کنند، در نیمه رها نمی ­شوند و به سرانجام می ­رسند. همه آن ها بدون آنکه بیرون بزند، در راستای داستان اصلی فیلم هستند. فقط اگر به جای استفاده از صابر ابر، پریناز ایزدیار و طناز طباطبایی که دیدنشان در این قامت برایمان غریب است، از شخصیت های دیگری بهره می برد و یا کمی خلاقیت در گریم آن­ها به کار می ­رفت ( نه آنکه پریناز ایزدیار را با پوست شفاف شهری در خاک و آفتاب سوزان جنوب ببینیم) عمیق­ تر به جان بیینده می ­نشست. در میان انبوه کلوز آپ های جشنواره، استفاده به جا از «نمای از بالا» (eye angle) و تصویر برداری منطقی، شیرینی دیدن ویلایی ها را دوچندان می کرد و نوید ظهور یک کارگردان کاربلد در سینما را می داد. همین کم ادعایی کارگردان، ویلایی ها را به فیلمی قابل توجه تبدیل می کند تا حرفی برای گفتن داشته باشد و دهانش را نیز به اندازه همان حرف باز کند. چیزی که امروز کمتر در سینما شاهد آن هستیم.



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.