جنبش فکری هنری سنما انقلاب
قسمت اول؛

این سوال‌ها هنوز همان سوال‌های اوایل انقلاب هستند! این بد است که ما پس از سی‌وهشت سال داریم از اصل سینما سوال می‌کنیم. یا سوال‌ها و پیش‌فرض‌ها غلط است، یا افرادی که سوال طرح می‌کنند، جواب‌های قبلی را نمی‌خوانند.

پرسش از ماهیت سینما؛ گفتگویی اندیشه ای با حضور متفکران و سینماگران

حالا دیگر می‌شود ادعا کرد بحث بر سر سینما و ماهیت آن یک بحث قدیمی و تا‌حدی نخ‌نما شده است. نخ‌نما از این جهت که عملاً پس از سید مرتضی آوینی و تا حدی مرحوم دکتر مددپور پاسخ‌ها و بدتر از آن پرسش‌ها از سینما به مغاک تکراری بی‌پایان افتاده است. با توجه به شرایط موجود به نظر می‌رسد چاره‌ای به جز تغییر وضعیت از مونولوگ بی‌سرانجام این سال‌ها به دیالوگی انتقادی میان اهالی سینما و اندیشه وجود ندارد. سینما روایت با امید آغاز گفت‌و‌گوی انتقادی در باب ملاحظات نظری سینما اقدام به برگزاری نشستی با حضور حسن رحیم‌پور‌ازغدی، سید ناصر هاشم‌زاده، شهاب اسفندیاری، احمدرضا معتمدی، وحید یامین‌پور، محسن مومنی شریف، شهریار بحرانی، محمدحسین نیرومند و سیدمحمد حسینی کرده است. نشستی مفصل، با بحث‌های جدی که می‌توانید خلاصه‌ای از آن را در ادامه مطالعه کنید:

 

سید محمدحسینی: در انیمیشن «inside out»، «درون برون»، اساس بحث معطوف به تعین خیال است. بحث‌هایی را که ما در حوزۀ فلسفه به‌ آن پرداخته‌ایم، در این انیمیشن در قالب همه‌فهم و به زبان ساده به تصویر کشیده است. درون ذهن یک کودک و عوالم خیال مثل وهم، اختیال(خیال‌کردن)، تعقل و ساحت‌های مختلف فکر را به تصویر کشیده است. نکتۀ جالب این اثر این است که نوشتن فیلمنامه، 5سال طول کشیده است؛ آن هم در هالیوودی که در تولید آثار، وجهی کاملاً صنعتی دارد و آن‌ها به سرعتی در تولید اثر رسیده‌اند که بازگشت سرمایه و توجیه اقتصادی، مولفۀ اصلی تولید است.

وقتی 5سال طول می‌کشد تا فیلمنامه‌ای شکل بگیرد، یعنی هنوز موضوع‌های مهمی هست که ارزش دارد که اینقدر دربارۀ آن فکر شود. اما در سینمای ایران، به هیچ وجه شاهد چنین اتفاقی نیستیم و فرایند تولید فکر و اندیشه که بناست منتج به فیلمنامه شود، همیشه عجولانه‌ترین بخش تولید اثر است و بسیار سریع از آن عبور می‌شود تا هرچه سریع‌تر به تصویرکردن برسیم. ازاین‌رو، آثاری که ساخته می‌شود عمیق نیست؛ مگر اینکه برخی از دوستان دردمند ما بیایند و به هزار ترفند، معانی را به آن آثار حمل کنند! بخصوص در سال‌های اخیر این روند مشهود بوده است. با این آسیب‌شناسی، مسائل محوری را احصاء کردیم و برای شما فرستادیم تا مبنای گفت و گو را مشخص کرده باشیم.


سوال‌های اوایل انقلاب دربارۀ سینما هنوز باقی است

حسن رحیم‌پور ازغدی: سوال‌هایی که به من داده‌اند، که بعضی از آن‌ها به مسائل محتوایی بر می‌گردد و بعضی دیگر به مباحثی اجتماعی مربوط می‌شود که در سینما ایران جاری است. این‌ها را باید از هم تفکیک کرد. شبیه این سوال‌ها زیاد مطرح می‌شود؛ اینکه فلسفه سینما چیست یا ارتباط دین با سینما چیست؟ پیشنهاد می‌کنم، مستقیم برویم سر اصل مسئله؛ یعنی همین سوال‌هایی که جنبه نظری دارد. بهتر است ابتدا سینماگران نظرشان را دربارۀ این سوال‌ها بگویند؛ چرا که من این سوال‌ها را طبقه‌بندی منطقی می‌کنم، نه طبقه‌بندی عینی؛ چون من در سینما اثری نساخته و محصولی ارائه نداده‌ام. اما دوستانی که دست‌اندرکار سینما هستند، می‌دانند کدام مسائل واقعاً مطرح و کدام مسائل نظری و مختص کتاب‌هاست.

پرسشی‌هایی که مطرح شده این است: اول اینکه آیا فرم در آثار هنری تجلی محتوا است؟ از این شکل سوال‌ها که انواع تفسیر‌پذیری‌ها در آن است. محل نزاع این پرسش کجاست؟ باید کلیات و اشتراک‌های این پرسش کنار گذاشته شود و دقیق مشخص شود کجای این سوال محل اختلاف است؟ صورت مسئله چیست؟ در آثار هنری فرم تجلی محتوا است یا فرم شکل مرئی محتوا است؟ و بعد آیا فرم آثار اسلامی با سایر فرم‌ها تفاوت دارند یا خیر؟ راجع به این موضوع لطفاً دوستان نظرشان را بگویند.

ابتدا فرم تجلی محتوا است دقیقاً یعنی چه؟ فرم در هنر اسلامی با فرم در هنر غیر اسلامی چه اشتراک‌ها و چه تفاوت‌هایی دارد؟ و بعد می‌شود به این سئوال پرداخت که فیلمساز مسلمان باید بیانی متفاوت با سینمای موجود جهان را تجربه کند، یعنی چه این بیان متفاوت؟ سوم اینکه عشق، نفرت و هراس در داستان سینمایی نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. از آن طرف، قیودی در حوزۀ معارف دینی داریم. چگونه می‌شود سینمایی داستان‌محور داشت که با احساسات و غرایز انسانی پیش برود و در عین حال دینی باشد؟

در حوزۀ فقه، عرفان، تاریخ و فلسفه موضوع‌های بسیاری است که به نحو عام یا خاص به سینما مرتبط است. می‌شود از جنبه‌های مختلف بحث کرد و حال جالب اینجاست که اگر به مقالات ابتدای انقلاب هم نگاهی بیاندازید، می‌بینید که این سوال‌ها هنوز همان سوال‌های اوایل انقلاب هستند! این بد است که ما پس از سی‌وهشت سال داریم از اصل سینما سوال می‌کنیم. یا سوال‌ها و پیش‌فرض‌ها غلط است، یا افرادی که سوال طرح می‌کنند، جواب‌های قبلی را نمی‌خوانند. این جنس سوال‌ها شروع از صفر است. در یکی از مجله‌های سال 59، مشابه این بحث‌ها را دیده‌ام و حتی بحث‌های آن موقع، از بحث‌های الآن پخته‌تر بوده است. بعضی را دیدم که هم در گرایش دینی و غیر دینی پخته‌تر بحث کرده‌اند.

همین الآن در محافل بچه‌مسلمان‌ها که می‌روید، خیلی شتاب‌زده این بحث‌ها را مطرح می‌کنند که سینما تصویر هنر تکنولوژیک است و ذات هنر تکنولوژیک سکولار است. انتهای این شکل از بحث، همان حرف‌هایی است که غرب می‌خواهد ما بزنیم. غرب دقیقاً می‌خواهد بگوید که نمی‌شود ایران سینمای دینی‌داستانی داشته باشد.

شهاب اسفندیاری: البته این چیزی است که از غرب به ما می‌گویند. الآن در غرب ژورنال علمی دربارۀ «سینما و دین» داریم که الآن بیست‌سال است که دارد منتشر می‌شود. یعنی خود آن‌ها در حوزۀ سینما و دین خیلی جدی دارند کار می‌کنند؛ اما به ما می‌گویند نیست.

حسن رحیم‌پور ازغدی: اصلاً هر کاری که غربی‌ها می‌کنند و با همان شیوه‌ها به دنیا مسلط شده‌اند، به ما می‌گویند نکنید. سینمای دینی تابع تعریف دین است، به لحاظ ارزش‌ها‌ به لحاظ مخاطب و موضوع، روش و غایت سینمای دینی را به همین روش می‌توانید تقسیم کنید.


سینمای دینی چیست؟

ما خودمان چیزهای واضح را مبهم می‌کنیم. هدف دین چیست؟ هدف دین هرچه هست، هدف سینمای دینی در آن حوزۀ سینما هم همان است. یعنی اگر هدف دین، ارائۀ هستی‌شناسی الهی و جهان‌بینی توحیدی به مخاطب است، هدف سینمای دینی هم باید همین باشد.

آموزش و توسعه فضائل اخلاقی و اسلامی در فرد و جامعه، اخلاقی کردن جامعه به مفهوم اسلامی، اجرای احکام فردی و اجتماعی اسلام، عدالت و مودت و محبت اجتماعی، تعاون و ... اگر هدف دین این‌هاست، هر سینمایی یا هر هنری که به گسترش و تعمیق معارف الهی و هستی‌شناسی اسلامی که ملاکش قرآن و سنت است، یا گسترش احکام اسلامی، تحقق هرچه بیشتر احکام اجتماعی اسلام، مثل عدالت با همه شئونش، کمک کند،‌ آن سینما به همان نسبت دینی است. اصلاَ مدیوم سینما نباشد، منبر باشد، کلاس باشد. فردی کلاس درس دارد،‌ آیا کلاسش دینی است یا غیر دینی؟ [نحوۀ اثرگذاری کار هنری ملاک تشخیص دینی و غیردینی بودن اثراست.]‌ مثلاَ‌ فیلمی اکران شده است. وقتی از سالن بیرون می‌آیید، روح حسادت در تو تقویت شده است، حریص‌تر شده‌ای. یا رمانی را می‌خوانی، احساس می‌کنی،‌ دنیا از نظر تو پوچ‌تر شده است. ارزش‌های اخلاقی کاملاَ‌ نسبی شده‌اند. زنا در نظرت کاملاَ رابطه‌ای انسانی و اخلاقی جلوه می‌کند. [این اثر یک کار غیردینی است.]

  

 

سینمای خیال انگیز، شیطانی نیست

منظور از طرح موارد فوق این است که یک وقت داریم از زاویۀ هنرمند نگاه می‌کنیم، کدام هنرمند دینی است، متدین است و اثرش، اثر دینی است؟ اما یک وقت است که پیامد‌های اثری هنری را در جامعه نگاه می‌کنیم. اثرگذاری سنخ کار را نگاه می‌کنیم. مثلاً فیلمی که جناب آقای بحرانی دربارۀ حضرت مریم(س) و حضرت سلیمان(ع) ساخته‌اند، این فیلم‌ها دینی است یا غیردینی؟

 این فیلم‌ها آیا توانسته، که به جد توانسته، بدون تحریف واقعیت به بخش‌هایی از گزاره‌های الهی دربارۀ تاریخ انبیاء، با همان هدفی که قرآن قصه‌ها را روایت می‌کند، یعنی گزارش تربیتی و نه تاریخی، نزدیک شوند؟ این فیلم‌ها به همان اندازه که نزدیک شده‌اند، به همان اندازه دینی‌اند. یا فیلم‌هایی مثل زشت و زیبا،‌ دیوانه‌ای از قفس پرید یا آلزایمر، که ایشان تهیه کرده اند؛ این فیلم‌ها اگر توانسته‌اند حس عدالت خواهی، حس وفاداری را در جامعه تقویت کنند، آن هم به نحوی که عدالت خواهی و وفاداری به توحید گره بخورد، [دینی است.] البته اگر گره هم نخورد باز ارزش دینی دارد، اگر گره بخورد دینی‌تر است.

خواستم عرض کنم [این حرف که] «هر اثری، چه سینما و چه غیر سینما، خیال است و خیال شیطانی است» نه جایی در فلسفه اسلامی ندارد،‌ نه جایگاهی دارد. در آیات و روایات ما ‌بستگی به قوۀ متخیله دارد که در جهت درست حرکت می‌کند، یا غلط تربیت شده است.

شهاب اسفندیاری: «مختال فخور» مگر در قرآن نیست؟‌

حسن رحیم‌پور ازغدی: مختال دربارۀ هر نوع خیال نیست. خود شعر مگر خیال نیست؟ خود شعر را پیامبر به خوب و بد تقسیم کرده است. خودِ قرآن چرا شاعران را تقسیم می‌کند؟ می‌گوید: اگر افسار معنا را به لفظ بسپاری؛ یعنی هرجا که لفظ زیباتر بود، [معنا را فدای لفظ کنی، یا اگر] هرجا سینما جذاب بود، ارضا می‌کرد و مشتری جذب می‌کرد، بروی دنبالش، این غلط است.

 

شعر دو نوع است: رحمانی و شیطانی

 خود پیامبر وقتی شعر می‌گفتند، قافیه‌اش را می‌شکستند تا مخاطب گمان نکند ممکن است سایر آیات هم شعر باشد و در پی افتراق این دو بودند. پیامبر عمداَ‌ قافیه‌ را می‌شکست، تبدیل به نثر نیمایی‌اش می‌کرد. آن‌جا که [قرآن] شاعر را کنار کذاب، مجنون و ساحر [می‌گذارد] در مواقع اهانت به پیغمبر است. [وقتی می‌گوید] «بل هو شاعر»، خداوند [عمل کافران را] نفی می‌کند. [آنجا که می‌فرماید:] «و ما هو بقول شاعر قلیلا ما تومنون ولا بقول کاهن قلیلا ما تذکرون» (الحاقه 41) منظور از شاعر و هنر این موارد نیست. خود قرآن هم می‌فرماید: «والشعراء یتبعهم الغاوون الم تر انهم فی کل واد یهیمون» (آیا نمی‏بینی آنها در هر وادی سر گردانند)(225 الشعراء). تیپ هنرمند و شاعر که ایمان و عمل صالح برایش مهم نیست، در هر وادی سرگردان است.

این «مختال فخور» در تفاسیر و روایات هم هست که این حمله به اصل قوۀ خیال نیست، چنانکه قرآن شعر را اتهامی بر پیامبر می‌داند، باز این حمله به شعر نیست. به دلیل خود قرآن که می‌فرماید: «ان الذین آمنو و عملوا الصالحات»، اگر شعر خیالبافی و مضر است، چگونه می‌شود که انسان مومن اهل خیالبافی باشد. معلوم می‌شود که این قوۀ خیال [مذموم]؛ یعنی هنر در خدمت همان «فی کل وادٍ یهیمون». یعنی هنرمند جماعتی که توحید و تقوا ندارد، این فقط هنرمند است، هر محتویی را حاضر است در کارش بریزد. در این فضا گیر بکند، می‌آید فیلم اسلامی می‌سازد، در فضای مقابلش گیر بکند، فیلم ضد اسلامی می‌سازد. مگر ما قبل از انقلاب شعرایی نداشتیم که اشعاری داشتند در توهین به انبیاء و هم اشعاری  داشتند در تجلیل از غدیر خم؟ پس آنچه عیب است، فی کل واد یهیمون است. نه قدرت شعر!

از پیامبر اکرم (ص) دربارۀ شعر می‌پرسند. ایشان خیلی صریح می‌فرماید: شعر دو نوع است، شعر رحمانی و شعر شیطانی. شعر شیطانی یعنی اینکه عده‌ای از مشرکین با دختران مکه پیش از اینکه اسلام بیاورند، رابطه داشتند. بعد از اینکه آن دختران مسلمان شدند و جزء اصحاب پیامبر شدند و محجبه شدند، این آقایان شعر می‌نوشتند و این روابط و معشوق روزهای گذشته را وصف می‌کردند. در این وضعیت پیامبر(ص) برای دفاع از کرامت زن مسلمان، به آن‌ها اخطار می‌دهند و بعد نیز دستور برخورد شدید می‌دهند. زیرا مسئلۀ اینجا دیگر شعر نیست، مسالۀ کارکرد این شعر است.

حسان ابن ثابت مثال خوبی است، این فرد از لحاظ شخصیتی آدم ضعیفی بوده است، حتی در جنگ خندق می‌گریزد و به زن‌ها‌ پناه می‌آورد. همین حسان ابن ثابت جزء اولین کسانی بوده است که در واقعۀ غدیر بیعت کرده و در وصف واقعۀ غدیر خم شعر خوانده است.

شهاب اسفندیاری: در بحث خیال، جا دارد که افرادی چون شما(رحیم‌پور ازغدی) کار تبینی کنید. وقتی رجوع می‌کنیم به آثار استاد جوادی آملی (دام عزه)، ایشان خیال را در برابر عقل قرار می‌دهند؛ یعنی خیال اساساً بار منفی پیدا ‌می‌کند. خیال را در برار عقل قرار می‌دهند و آن خیال مثبت را یک وجهی از عقل می‌دانند. این خودش ابهامی را در فضای هنر ایجاد می‌کند. در فضای هنری و آکادمیک و حتی در علم، تخیل مبدا نوآوری است. این را باید در مقام لفظ تشخیص داد.

پایان قسمت اول

ادامه دارد...



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.