جنبش فکری هنری سنما انقلاب

فیلم هلن روایت کسانی است که فرهنگ و سبک زندگی ایرانی را فاقد آزادی های لازم می دانند و معتقدند برای لذت از زندگی و لذت از دوران جوانی باید شبیه غربی ها زندگی کنند و به همین خاطر قصد دارند فرار کرده و به اروپا بروند. 

فرار به جایی که در آن هستیم؛ نقدی بر فیلم هلن/ محمد بحرینی

فیلم هلن روایت کسانی است که فرهنگ و سبک زندگی ایرانی را فاقد آزادی های لازم می دانند و معتقدند برای لذت از زندگی و لذت از دوران جوانی باید شبیه غربی ها زندگی کنند و به همین خاطر قصد دارند فرار کرده و به اروپا بروند. در فیلم دائماً صحبت از این است که این جا نمی شود از زندگی لذت برد و باید برویم. حال آن که در همین ایران هم به طور کامل مدل زندگی شان غربی است و در بدبختی های آن دارند دست و پا می زنند. به عبارت دیگر آن سبک زندگی که آن را در آرزوی خود دنبال می کنند و تصور می کنند لذت از جوانی آن گونه محقق خواهد شد را در حال حاضر در همین جا دارند تجربه می کنند و از بدبختی ها و مشکلات آن به ستوه آمده اند.

سستی روابط خانواده، روابط جوان ها با پدر و مادرهایشان و همچنین پدر و مادر با هم که منشا آشفتگی ها و نداشتن تکیه گاه روحی و روانی آن هاست، با این حال خانواده را نفی می کنند و آن را غلط تلقی می کنند. خلاصه این که تمام مولفه های سبک زندگی ای که آن را ایده آل تلقی می کنند را دنبال می کنند و بدبختی های آن را دارند می چشند؛ اما هنوز فکر می کنند که اگر از ایران بروند لذت و خوشبختی در انتظار آن هاست. مگر درآن سوی مرزها به دنبال چه هستند؟ علم و دانش و یا موسیقی و رقص و نبود خانواده؟ خب همین ها را که در داخل ایران هم دارند تجربه می کنند. آیا جوانی شان تبدیل به لذت و آرامش شد یا بدبختی و افسردگی و آشفتگی؟ واقعیت آن است که مدل زندگی ای که معمولاً از آن با عنوان عشق و حال یاد می شود بیشتر ضد حال است تا عشق و حال. با یک لفظ و عنوان جذاب آن را برای خود و دیگران بزک کرده ایم و فریب می دهیم. به این فکر نمی کنیم که در این مدل زندگی هر چه بیشتر غرق می شویم پس چرا بدبختی ها و آشفتگی هایمان بیشتر می شود؟ به جای رسیدن به عشق و حال مدام ضد حال می خوریم. نام حقیقی این سبک زندگی ضد حال است. اما چه می شود که هر آن چه که حقیقتاً جذابیت و حقانیت نداشته باشد را می بایست با تزیین و پوشش زیبا ارائه کرد تا مشتری پیدا کند. در غیر این صورت نه کسی به دنبال آن خواهد رفت و نه آنان که در آن غرق شده اند دل خوشی ای خواهند داشت.

بنابراین سوالی که باید مدام از خود بپرسیم این است که هر چه بیشتر از مدل زندگی ایرانی - اسلامی فاصله می گیریم و ارزش ها و خطوط قرمز آن را کنار می گذاریم و در مدل زندگی به رنگ غربی درمی آییم، آیا به لذت و آرامش و خوشبختی بیشتر و به حل شدن مشکلاتمان می رسیم یا این که وضع بدتر می شود؟ اگر بدتر می شود پس چرا به راهمان ادامه می دهیم؟ چرا فکر نمی کنیم و خود را نجات نمی دهیم؟ تمام دلخوشی مان این است که اسامی غربی برای خودمان انتخاب کنیم و شکل زندگی مان را غربی کنیم. نمی اندیشیم که خب چه شد؟ چه چیزی گیرمان آمد؟ و چه چیزهایی را از دست دادیم؟ آن چیزی که تمدن غرب در آن پیشرفته است علم و صنعت است نه فرهنگ. در فرهنگ بسیار عقب افتاده است. این نکته ای است که اگر به آن توجه نکنیم همه چیزمان را از دست خواهیم داد.   



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.