جنبش فکری هنری سنما انقلاب

از آنجا که هاتف علیمردانی، دانش آموخته ی مدرسه سینمای کالیفرنیاست و رئالیسم مثلا شاعرانه و موج نویش را پیرو فرانسه میداند؛ در یک تطبیق نخ نما و تکراری از نمایشنامه درون خانه "موریس مترلینگ" که کوچه  بی نام را از آن کپی کرد، ایندفعه به اسم دهه 60 و تاریخ مردانِ دفاع مقدس، در "سوبژکیتویسم " عمیقی غوطه ور شده و همه چیز را از پشت منشور خواب کننده روحیه تخیل آمیز قهوه ایی اش تماشا می کند که از ژانر و مکتب هنری هم عقب تر پرت تر افتاده!.

تحلیل روایی فیلم (آباجان): "درون خانه میترلینگِ تریاکی!"/ سید مهدی محسنی

بودلر، پایه گذار مکتب جعلی سمبولیسم معتقد بود: «دنیا جنگلی است سرشار از اشارات»
سمبولیسمها از تلفیق حس با هرزگی، عصیان‌گری تازه آفریدند.
از آنجا که هاتف علیمردانی، دانش آموخته ی مدرسه سینمای کالیفرنیاست و رئالیسم مثلاً شاعرانه و موج نویش را پیرو فرانسه میداند؛ در یک تطبیق نخ نما و تکراری از نمایشنامه درون خانه "موریس مترلینگ" که کوچه بی نام را از آن کپی کرد، این دفعه به اسم دهه 60 و تاریخ مردانِ دفاع مقدس، در "سوبژکیتویسم " عمیقی غوطه ور شده و همه چیز را از پشت منشور خواب کننده روحیه تخیل آمیز قهوه ایی اش تماشا می کند که از ژانر و مکتب هنری هم عقب تر و پرت تر افتاده است.

داستان در یکی از شهرهای زنجان در زمستان سال 65 و دوران دفاع مقدس میگذرد؛ آباجان (معتمدآریا) منتظر پسر مفقود الاثرش "خلیل دورانی" است تا از جنگ برگردد.
فضای خانه، مُرده و تکه پاره و مشتّت است و روابط افراد، بسیار مبهم که نمیتوان نسبّیتها را به آسانی تشخیص داد؛ آباجان با شوهر بیمار و علیلش "سلیمان دورانی" (محمود نظرعلیان) زندگی می‌کند که معلوم نیست آباجان همسر چندم اوست؟! یکی از دو دختر او شمسی (شبنم مقدمی) نیز در همین خانه ساکن است. هووی او نازخند (فریبا متخصص) هم با پسرش محسن (محمدرضا غفاری) در این خانه اقامت دارند...
هاشم (سعید آقاخانی) شوهر دوم شمسی است که کفتر باز است و خالکوبیهای زمان شاه را بر بدن دارد؛ او از پخش کننده های اعلامیه های مجاهدین خلق بوده و دختر جوانش "فرزانه" از نازخند(همزمان با محسن)  شیر می خورده است.
اقوام گمان میکنند که فرزانه و محسن با هم خواهر و برادر رضاعی هستند و نمی توانند ازدواج کنند؛ اما نازخند و آباجان میدانند که محسن، کمتر از پانزده بار شیر خورده لذا نا محرم هستند و میتوانند ازدواج کنند. (بر فرض اگر حکم شرعی را درست فهمیده باشند). محسن و فرزانه هم از خانه فرار می کنند تا ازدواج کنند!
کاظم –حمیدرضا آذرنگ- همسر حوریه و باجناق هاشم یک فرد مذهبی و معلم و نسبتاً خشن است . هاشم به دروغ ادعا کرده خلیل دورانی با او در شب عملیات به شهادت رسیده است. او میخواهد اسم کوچه را از بنفشه به شهید خلیل دورانی تغییر دهد تا از مزایای بنیاد شهید استفاده کند و حتی از معلمی به مدیری ارتقا یبابد! آباجان کاظم را متقلب میداند.
وقتی فرخ، پسرِ کوچک شمسی به اشتباه تریاک میخورد، در بیمارستان معده اش را شستشو میدهند، هاشم را مقصر میدانند لذا وسائلش را میگردند تا تریاک را پیدا کنند اما اعلامیه  مجاهدین خلق را پیدا میکنند؛ کاظم عصبانی میشود که ما به خاطر مبارزه با آنها مقابل گلوله قرار گرفتیم؛ لذا او را لو میدهد!
آباجان از تلویزیون نام خلیل دورانی را میشنود که جز اسیران بوده و زنده است. آباجان به کاظم میگوید تو دروغ گفتی و با خلیل در عملیات نبودی؛ کاظم هم میگوید من به خاطر اینکه منتظر و چشم انتظار نمانی گفتم شهید شده است!
در سکانس آخر، مدرسه بمباران میشود و کاظم هم با شاگردانش به شهادت میرسند اما امیرعلی چون بیرون از محوطه مدرسه بوده سالم است و آباجان به او نگاه میکند.

همینجاست که تنها مرد مذهبی فیلم آباجان (کاظم) شخصیتی کثیف که کارگردان هیچ چاره ایی جز از میان برداشتنش به اسم شهادت نداشت!
با این توصیفات میفهمیم که چرا "مرد مذهبی" در این گونه فیلمها، ریاکار و خائن و دروغگو و نان به نرخ روز خور هستند؟ و نهایتاً اینکه چرا "رهایی از عشق ممنوعه" سوژه ی آنهاست؟ و کارگردان چه چهره ایی از کشورش به جهان نشان میدهد؟
بد نیست بدانیم "مترلینگ" فرانسوی وقتی زمان هیتلر به آمریکا مهاجرت اجباری کرد، آنجا نگذاشتند نمایشنامه هایش ساخته شود! همانطور که "آرتور میلر" آمریکایی را نگذاشتند نمایشنامه  (مرگ فروشنده) را در کشورش بسازد؛ چون آمریکا هیچگاه اجازه نمیدهد بدبختیها و فقر و سرخوردگی آنها قاب گرفته شود.
نمایشنامه های مترلینگ براساس همان نظریه مانیفست گونه و تصنعیِ سمبولیسم به وجود آمده است: "سمبولیسم خاکستری با نیروهای شوم و خائن به شادی و سعادت".
و این همان جنگلی است که بودلر، پایه گذار جنبش سمبولیسم، معتقد بود و متاسفانه مانیفست عده ایی از فیلمسازان ما شده است.



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.