جنبش فکری هنری سنما انقلاب

کسی فکر نمیکرد ، کارگردان فیلم آرام و ارزشی مردی شبیه باران و نویسنده فیلم مهم طوفان شن در چرخشی عجیب  طوری فیلم بسازد که در طی یک دهه بسیاری از فیلم هایش قابل پخش نباشند چرا که هنجار شکنی و توهین های بسیاری را با خود به همراه دارند. سعید سهیلی از آن دسته کارگردانانی است که با تغییری فاحش جهت گیری فیلم های خود را بنابر شرایط تغییر داده است و از جایی به بعد به عنوان فیلم سازی اوپوزیسیون شناخته شده است. 

مسئله شناسی سعید سهیلی؛ کارگردان فیلم گشت 2

نگاهی به مهم ترین فیلم های کارگردان و تم محتوایی آنها :

مردی شبیه باران اولین فیلم سهیلی بود. این فیلم که به اعتقاد عده ای بهترین اثر سهیلی محسوب می شود، توانست در جشنواره فجر موفقیت هایی را کسب کند و چند سیمرغ را به دست آورد. «مردی شبیه باران» فیلمی مربوط به سینمای دفاع مقدس بود و حکایت اسیر شدن یکی از فرماندهان ایرانی در بازداشتگاه عراق آن هم با هویتی نامعلوم را به تصویر می کشید. اگرچه آن زمان عده ای این فیلم را بی شباهت به یکی از سریال های پخش شده از تلویزیون که آن هم همین موضوع را داشت، ندانستند؛ اما سهیلی خودش را با اولین فیلمش به عنوان یک کارگردان مسلط و مستعد معرفی کرد. او سیمرغ بهترین فیلم اول را به خاطر این فیلم دریافت کرد و از همه مهمتر اینکه ابوالفضل پورعرب را در این فیلم احیا کرد و باعث شد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد برای اولین بار به او برسد. سهیلی دو سال بعد دومین فیلم بلندش را با نام «مردی از جنس بلور» جلوی دوربین برد. این فیلم هم با اینکه موضوعش ارتباط چندانی با «مردی شبیه باران» نداشت، اما حال و هوایی شبیه به همان فیلم داشت و حتی سهیلی ترجیح داده بود برای بار دوم تجربه کار با پورعرب را تکرار کند. «مردی از جنس بلور» با دفاع مقدس بی ارتباط نبود ولی فیلمی حادثه ای تر با نگاهی گیشه یی تر به شمار می رفت. این فیلم نتوانست همانند فیلم اول سهیلی مورد توجه قرار گیرد و در جشنواره موفقیت کسب کند.یک سال بعد سهیلی فیلم سومش را کارگردانی کرد. با اینکه او قصد داشت تا فیلمی با نام «مردی به رنگ انار» را کارگردانی کند تا سه گانه اش را تکمیل کرده باشد، اما از این کار منصرف شد و فیلمش را با نام «سهراب» آماده نمایش کرد. او «سهراب» را به جشنواره فجر نرساند و این فیلم چندان دیده نشد.

«سهراب» هم که بی ارتباط با جنگ و مسائل دفاع مقدس نبود، اکران مناسبی نداشت و در زمانی نسبتاً مرده به نمایش درآمد.سعید سهیلی پس از «سهراب» فیلم «شب برهنه» را با بازی شادمهر عقیلی جلوی دوربین برد. قرار بود این فیلم با حضور شادمهر گیشه ها را فتح کند و تبدیل به یکی از پرفروش های سال شود. با اینکه آن زمان فیلم «پر پرواز» با بازی شادمهر روی پرده رفته بود و آنچنان که باید نتوانسته بود در گیشه موفق عمل کند؛ اما «شب برهنه» قرار بود جبران مافات کند و شادمهر را تبدیل به یک ستاره پولساز در عالم سینما کند. شادمهر که در روزهای اوج قرار داشت، در این فیلم علاوه بر بازی، چند ترانه هم اجرا کرد ولی فیلم اثری ضعیف از آب درآمد و نه قصه آنقدر جذابیت داشت که تماشاگر را مقهور کند و نه ساختار فیلم در حدی بود که فیلم را سرپا نگه دارد. «شب برهنه» فروش چندانی نکرد و تقریباً در گیشه شکست خورد تا پرونده سینمایی شادمهر عقیلی با دو فیلم بسته شود. فیلم چهار انگشتی اثر دیگر وی درباره شخصیتی به نام فواد است و دو احتمال را برای زندگی او به تصویر می کشد. فواد (اینجا هنوز فواد خوب و بد نداریم) از خانواده اش خداحافظی می کند، به سمت قطاری که قرار است اورا به تهران برساند تا آرزوهای دور و درازش را به کف بیاورد.فواد بد از ترس دیر رسیدن به ایستگاه و جا ماندن از قطار از زیر قران رد نمی شود، چرخ ماشین اش پنچر می شود، به قطار نمی رسد، توی ایستگاه با خانمی که احتمالا همین الان از سفینه مریخ پیاده شده، آشنا می شود. دزدی می کند، چاقو کشی می کند، معتاد می شود، یکی از انگشت هایش را از دست می دهد، رفیق روزهای دورش را می کشد... و ته ته همه این کارها خیانت می کند.این همان آدم بد ماجراست! فواد به محض این که نام اش را از دست می دهد قدم در مسیر از دست دادن می گذارد. از دست دادنی که محدود به انگشت و چشم اش نیست. تبدیل می شود به فرزاد، می شود چهار انگشتی، می شود فرزاد یک چشم .... و خلاصه کم کم هیچ هویتی ندارد .فواد خوب از زیر قران رد می شود، ماشین اش از روی میخ افتاده بر جاده رد نمی شود، دقایق آخر به قطار می رسد. با دختر معقول و مرتب و سر به راهی آشنا می شود. همین می شود که قدم در راه بدست آوردن می گذارد، از عشق و کار و زندگی گرفته تا اعتقاد و اقتدار و توانایی. این همه ماجرا فقط برای اینکه ما بفهمیم فاصله صعود و سقوط یک لحظه بیشتر نیست؟ اینجا سوالی که برای من بیننده پیش می آید، این است که این تصاویر شلوغ و پلوغ درهم، یک قصه تو در تو که از فرط اجرای نچسب اش به زحمت بیننده را حتی درگیر لایه های بیرونی اش می کند (چه برسد به اینکه با مفاهیم درونی اش ارتباط برقرار کند) قرار است در خدمت چه چیزی باشد.

فیلم بعدی سهیلی که قابل بررسی است، فیلم چارچنگولی  است که طی آن در قالب طنز به مقدسات توهین شده و به طور نمادین ایران بعد از جنگ را دچار چالشی دو قطبی به نمایش می گذارد.

فیلم بعدی وی کلاشینکف در مورد جوان سربازی است که خواهرش مورد آزار و اذیت فرد ناشناسی قرار می‌گیرد و وی با شنیدن این خبر،چون با مرخصی او موافقت نمی شود از روی نگرانی با سلاح کلاشنیکفی که به منظور حفاظت از یک بانک تحویل وی داده شده است، ترک پست کرده و بعد از درگیری با شوهر خواهرش او را به قتل می رساند او برای تهیه هزینه عمل خواهرش بسیار تلاش کرده و در این راه شخصیت های جدیدی وارد داستان می شوند. وی در سکانس پایانی به دست پسران مقتول کشته می شود. این فیلم با داستانی تلخ ، مروج رفتارهای غیر اخلاقی و خودسری های اجتماعی است.

 و اما فیلم گشت ارشاد ، سه فرد از سه نسل متفاوت، گروهی را تشکیل داده اند که به سراغ قشر مرفه جامعه می روند و با اشکال مامور قلابی از مردم اخاذی می کنند . این سه فرد که هر کدام به نوعی مشکلات عدیده ای در جامعه دارند، حق خود می دانندکه به همه چیز و همه کس معترض باشند تا وضعیت خود را بهبود بخشند. البته همین سه خرابکار در انتهای فیلم در نقش قهرمان نیز ظاهر می شوند تا پریسا (نیوشا ضیغمی) که در چنگال مرد ظالمی به نام فراتی(جمشید هاشم پور) گیر افتاده را نجات دهد. سه شخصیت کله خرابی که نه قهرمان بازی های آنها را می توان جدی گرفت که می خواهند مجری عدالت باشند و نه موقعی که شخصیت های منفی می باشند ، خود عامل ناعدالتی و بی قانونی در جامعه می شوند.از یک طرف قرار است آدم های لوطی منش و با غیرتی نشان داده شوند و گه گاهی حرف از قیمه امام حسین ، مسجد و علامت نیز می زنند و از طرف دیگر بی غیرت به کار و تلاش در پی مفت خوری و حرام خوری هستند. چقدر فرق است بین عباس(حمید فرخ نژاد) و نزول خوری که به پدر او پول قرض داده است؟ و به نوعی قرار است علت مشکل های عباس معرفی شود. فیلم در یک وضعیت یک بام و دو هوایی سرگردان است که بیشتر گمان می شود قصد سازندگان فروش می باشد و نه بیان حرف و مسئله ای که به همراه داشته باشد. این فیلم بخاطر ابتزال فراوان و توهین به مقدسات از سوی مردم و گروه های حزب اللهی با اعتراض روبرو شد و درششمین روز اکران از روی پرده برداشته شد و جلو انتشار آن در شبکه نمایش خانگی نیز گرفته شد.

تحلیل کلی نگاه کارگردان:

کسی فکر نمیکرد ، کارگردان فیلم آرام و ارزشی مردی شبیه باران و نویسنده فیلم مهم طوفان شن در چرخشی عجیب  طوری فیلم بسازد که در طی یک دهه بسیاری از فیلم هایش قابل پخش نباشند چرا که هنجار شکنی و توهین های بسیاری را با خود به همراه دارند. سعید سهیلی از آن دسته کارگردانانی است که با تغییری فاحش جهت گیری فیلم های خود را بنابر شرایط تغییر داده است و از جایی به بعد به عنوان فیلم سازی اوپوزیسیون شناخته شده است. وی در بسیاری از فیلم ها با استفاده از عنصر طنز یا به طور جدی به هنجار شکنی در عرف های جامعه و تمسخر ارزش ها پرداخته است.وی علنی اعلام میکند که فیلم کلاشینکف را به دلیل رفتاری که با فیلم گشت ارشاد یک کردند ساخته است. به نظر می رسد  او در وضعیت لج و لج بازی با وزارت ارشاد و  آرمان های جمهوری اسلامی به سر می برد!



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.