نام‌گذاری امسال به عنوان «اقتصاد مقاومتی، تولید-اشتغال» تکلیف همه  دستگاه‌های اجرایی و مدیریتی کشور را مشخص کرد. این نام‌گذاری نشان دهنده نگاه عمیق و مدبرانه مقام معظم رهبری به تمامیت امور کشور است.

شاید در وهله نخست این ذهنیت تداعی گردد با این رویکرد و نامگذاری، رسالت و ماموریتی متوجه حوزه های فرهنگی و هنری و مراکز و قشرهای سینمایی نیست. ولی شکی نیست که عرصه های گوناگون هنر بویژه، سینما، به دلیل پیوند عمیق و گسترده اش با اقشار جامعه و نیز، به حسب شعاع وسیع تاثیرگذاری در رشد و ارتقای فرهنگ عمومی از جایگاه حائز اهمیتی در عینیت بخشی و تحقق شعار اقتصاد مقاومتی برخوردار هستند.

سینماگران و هنرمندان هم در عرصه تولید آثار و هم در ارائه الگوهای رفتاری می توانند در تحقق این شعار و راهبردهای آن نقش آفرین باشند. این طیف به دلیل برخورداری از جایگاه و پایگاه اجتماعی ممتاز، دوست داشتنی و تاثیرگذار در معرفی الگوهای درست و سبک صحیح زندگی ایرانی و اسلامی مهم هستند. ضمن اینکه در سه دهه پس از انقلاب اسلامی، سینما، همواره، نشان داده در شناسایی و نهادینه سازی گذاره های مهم و ترسیم افق های تازه در بستر «فرهنگ و جامعه» نقش و کارکرد بی بدیلی داشته و به موازات سایر رسانه ها و حتی، جلوتر و پیشگام تر از آن ها، در جهت تحقق منویات رهبری و مفاهیم کلان انقلاب حرکت کرده است.

با نگاهی به فلسفه سینمای انقلاب اسلامی می توان مهم‌ترین رسالت آن را تبیین و ترویج ارزش‌های انسانی و اسلامی عنوان کرد و پیام های رهبری که عصاره و برایند ضرورت های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تاریخی جامعه و تاریخ معاصر است در همین راستاست.

سینما رسانه ای است نافذ و تعیین کننده؛ و امروزه، در بسیاری از کشورها برای بسترسازی و عملیاتی کردن برنامه ها و راهبردهای کلان ملی و بین المللی از این رسانه بهره گیری می کنند. نمی توان رابطه سینما با منافع ملی را نادیده گرفت. از این رو، این رسانه در دو بعد، توامان، قادر است برای نهادیه سازی مفهوم اقتصاد مقاومتی و گسترش آن در پهنه فرهنگ عمومی ایفای نقش نماید.

سالانه بیش از ۱۰۰ فیلم در کشور تولید می شود و در حوزه سینمای مستند و کوتاه این رقم به چند هزارعنوان می رسد.

بدیهی است تدوین سیاست های شفاف و ابلاغ آن و نیز، جهت دهی و هدایت درست مفاهیم و مضامین به سمت نیازهای محتوایی و مفهومی جامعه از جمله رسالت ها و ماموریت های مراکز و سازمان های ذیربط در این عرصه است. به راحتی می توان بخشی از سیاست های حمایتی و بسته های تشویقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مراکز دیگر را به سمت تولید آثاری مبتنی بر شعار محوری سال و موضوع اقتصاد مقاومتی سوق داد.

با نگاهی به وضعیت آشفته تولید در سینمای ایران درخواهیم یافت بخشی  از آثار ساخته شده در سینمای ایران هم در حوزه سینمای بلند و هم در عرصه فیلم های کوتاه و مستند نه تنها به نفع فرهنگ جامعه، رشد و اعتلای آن نیست بلکه، دربردارنده آسیب ها و مضراتی هم هستند و حتی، قابلیت پخش و اکران را هم ندارند.

چه می شود اگر با تدبیر درست به شکل گیری و سامان دهی تولید آثاری کمک کنیم که در جهت مهم ترین و کاربردی ترین نیازهای جامعه و منافع ملی ما باشد؟ این البته، شامل رویکرد تولید آثار در رسانه ملی و ساخت مجموعه های تلویزیونی و آثار ویدیویی هم می شود.

نکته مهم دیگر، به جایگاه رسانه ای و الگوسازی و الگودهی جامعه سینمایی و سینماگران مربوط می شود. اقتصاد مقاومتی کلیدواژه سبک و سیاق زندگی ایرانی و اسلامی است. شکی نیست که سینما و محصولات سینمایی جریان ساز هستند و در ترسیم سبک  و تکوین عواطف اجتماعی نقشی نافذ و ماندگار دارند. بسیاری از جدی ترین محتواهای مورد نیاز جامعه را می توان از طریق پیام فیلم های سینمایی انتقال داد. مولفه هایی که ساختار روابط اجتماعی و مناسبات اقتصادی جامعه را شکل می بخشند. مانند:اصلاح الگوی مصرف، مزیت های سبک زندگی ایرانی، مدل مصرف خانوارها و تربیت کودکان خصوصا نوجوانان که به دنبال شخصیت سازی و هویت سازی هستند،  نقش خانواده‌ها در مصرف درست منابع،  فرهنگ قناعت به معنای مصرف به مقدار کفایت، پرهیز از تجمل گرایی، اجتناب از چشم‌ و همچشمی، حمایت از تولید ملی، مدیریت منابع انرژی و میزان مصرف و …

فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی می توانند با تصویر درست و روایت های تاثیرگذار، جلوه های متعالی فرهنگ عمومی را برجسته سازی نمایند و در جای جای آثار به صورت غیرمستقیم و هوشمندانه این تجلیات را القاء و تبلیغ نمایند.

متاسفانه، آثار سینمایی و تولیدات تلویزیونی ما، اغلب، ناآگاهانه، شاید به نوعی در گسترش فرهنگ اشرافی، تجمل گرایی و مصرف زدگی؛ و به رخ کشاندن امتیازات سبک زندگی مدرن متاثر از سرمایه داری غربی دخیل بوده اند. به راحتی می توان با تقویت برخی ملاحظات عقربه نگاه و جهت حرکت را تغییر داد.

چهره های مطرح سینمایی به عنوان مراجع فکری و احساسی جامعه، از دیگر سو نیز،  نقش مهمی در تبلیغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی خواهند داشت. نسل جوان و نوجوان جامعه به شدت از ستاره های سینما و هنرپیشه های مطرح الگو برداری می کند. بسیاری از رفتارها و کیفیت حضور اجتماعی بازیگران مورد تقلید بخش هایی از جامعه قرار می گیرد. از این رو، نمی توان از گستره عظیم تاثیرگذاری این چهره ها غافل شد. همچنانکه، بعضا، برای معرفی برخی از محصولات صنعتی و تولیدی از این چهره ها در تبلیغات استفاده می شود فی نفسه، این قشر به اقتضای جایگاه و پایگاه مرجعی که در جامعه دارند می توانند در مسیر فرهنگ سازی، اطلاع رسانی و تقویت نهضت اجتماعی اقتصاد مقاومتی و شکوفایی آن در پهنه اجتماع حمایت و کمک نمایند.

تردیدی نیست که موقعیت کنونی کشور درعرصه اقتصاد مستلزم بسیج همگانی و مشارکت ملی است. امروزه دفاع از کیان و حدود اقتصادی کشور و محافظت از منابع و سرمایه‌های آن در مقابل تهاجم دشمن همچون دوران دفاع مقدس وظیفه همگانی است و به همین دلیل رهبری انقلاب طی سال های اخیر روی محور اقتصاد مقاومتی تاکید دارند. بر این باورم در این زمینه و در راستای فرهنگ سازی این نهضت اقتصادی نیازمند نوعی جهاد فرهنگی به صورت عام و جهاد سینمایی به صورت ویژه‌تر هم هستیم.