جنبش فکری هنری سنما انقلاب
ماجرای یک آرمان؛

با توجه به آثار موجود ، ماجرای نیمروز شاهکار با ارزشی برای سینمای انقلاب بشمار می رود اما همان گونه که از اسمش پیداست ماجرای نیمروز نصفه نیمه و ناتمام است و به گمانم حالا حالاها باید صبر کنیم تا ماجرای تمام روز ساخته شود..

ماجرای نیمروز و سوالات یک دانش آموز انقلابی؛ نگاهی بر فیلم ماجرای نیمروز/ ابوالفضل اصغری

نقد ها و بررسی های فراوان پیرامون فیلم ماجرای نیمروز زیاد است؛ اما تا بحال با نگاه دانش آموزی به این فیلم پرحاشیه ی سینمای امروز کشورمان نگاهی نکرده ایم.

امروز ماجرای نیمروز را در سینما تماشا کردم و تصمیم گرفتم در این یادداشت به نکاتی درباره فیلم اشاره کنم. یک راست می روم سر اصل مطلب. ماجرای نیمروز به عنوان یک فیلم اکشن و پلیسی جایگاه خوبی دارد اما نمی توان از آن به عنوان اثری تاریخی برای شرح داستان ترورها و از همه مهمتر مجاهدین خلق یاد کرد . از دید بچه حزب اللهی ها و جوانان انقلابی که از کودکی با جنایات مجاهدین آشنا شده اند ، فیلم داستان خوبی دارد اما از دید مردم عادی این فیلم آغاز یک دوراهی ست که یک مسیر آن به ته پرتگاهی عمیق و مسیر دیگر آن به نوک قله می رسد که با وجود شرایط موجود در جامعه بعید می دانم افراد زیادی توانایی فتح قله را داشته باشند. در هر فیلم اکشنی شخصیت های منفی نقش بسیار مهمی دارند بخصوص در فیلمی مثل ماجرای نیمروز که قصد دارد بخشی از تاریخ انقلاب را که خیر و شر با هم درگیر شده اند را به نمایش بگذارد. شخصیت های منفی این فیلم بسیار پیچیده هستند و پیچیده تر از همه گذشته آنان است. یکی از شخصیت های منفی فیلم سهیلا نام دارد که معشوقه حامد ، یکی از نیروهای اطلاعاتی ، نیز هست . به گفته حامد ، سهیلا در زمان دانشگاه دانشجویی بشدت مذهبی بود و همین امر سوالاتی را در ذهن بیننده پدید می آورد. شخصیت منفی دیگر عباس نام دارد که هم تیمی نیروهای انقلابی بود و مسئولیت شنود را بر عهده داشت که در آخر معلوم میشود که او جاسوس و عضو گروه مجاهدین است . حتی بعد از دستگیری او ، دوستان اطلاعاتیش دو به شک بودند که او واقعا" خائن است یا خیر.  در اوایل فیلم به نکته ظریفی اشاره شد . یکی از اعضای گروه گفت که عزل بنی صدر بهانه است و مشکل آنها (مجاهدین خلق) چیز دیگری ست اما تا پایان فیلم هیچ اشاره ای به این مشکل نشد. مسئول بازجویی گروه که برادرش به دست مجاهدین کشته شده است در برابر آنها (مجاهدین) بسیار نرم برخورد میکند و معتقد است که آنها عمله و برده اند اما سوال اینجاست که آن ها برده چه چیزی هستند ؟ برده پول ؟ ماشین ؟ طلا و جواهر ؟ در مورد مجاهدین که می گوییم برده هستند، آیا کسی که حب دنیا دارد سیانور زیر زبان خود می گذارد؟  از نظر من این سوالات بی پاسخی که ماجرای نیمروز در ذهن مخاطب ایجاد می کند باعث می شود که این فیلم در یک فیلم اکشن پلیسی خلاصه شود و نتواند فراتر از آن گام بردارد و حرف جدید و خاص دیگری داشته باشد.

کلام آخر

با توجه به آثار موجود ، ماجرای نیمروز شاهکار با ارزشی برای سینمای انقلاب بشمار می رود اما همان گونه که از اسمش پیداست ماجرای نیمروز نصفه نیمه و ناتمام است و به گمانم حالا حالاها باید صبر کنیم تا ماجرای تمام روز ساخته شود. جای خالی "ماجرای اعتقاد" ، "ماجرای عشق" و از همه مهمتر ماجرای آرمان انقلاب در سال های اخیر بشدت احساس می شود ، بخصوص در بین جوانان؛ جوانانی که تشنه ماجراها هستند و افسران جوان جنگ نرم با نیم جرعه آب پاسخشان را می دهند.



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.