جنبش فکری هنری سنما انقلاب

مبارک داستان غربت اسطوره های ایرانی است در میان اسباب بازی ها، داستان ها و وسایل سرگرمی امروز کودکان. غربتی که معلول بی توجهی ما و عدم اقدام ماست برای پرداختن به این اسطوره ها با امکانات جدید و تکنولوژی روز. 

اگر مایه زندگی بندگیست---دو صد بار مردن به از زندگیست؛ نگاهی بر فیلم مبارک/ محمد بحرینی

فیلم مبارک از معدود فیلم هایی است که در این فضای تاریک و نومیدانه سینمای ایران کورسوی امیدی به ما نشان می دهد. از معدود فیلم هایی است که ما را به خود امیدوار می کند و بعد از بیرون آمدن از سالن سینما حال مان خوب است. اما این دست فیلم ها آن قدر در سینمای کنونی ما کم است که پیدا کردن آن همچون پیدا کردن سوزنی است در انبار کاه. به قدری این دست فیلم ها تعدادشان کم است که در هر سال از میان ده ها فیلمی که ساخته می شود تعدادشان به انگشتان دست هم نمی رسد. ظرفیت هنری و رسانه ای ما آن قدر زیاد هست که بتوانیم تاریخ و فرهنگ خود را زنده نگه داریم اما دو صد حیف که نیمی از این ظرفیت عظیم هنری و رسانه ای امروز در کشور ما نه تنها در خدمت تاریخ و فرهنگ ریشه دار و قدرتمند ما نیست بلکه درست در جهت سانسور و حرمت شکنی از این هویت دیرین و با عظمت است و سجده تسلیم و تعظیم او بر قبله فرهنگ جعلی و استعمارگر مغرب زمین است.

مبارک داستان غربت اسطوره های ایرانی است در میان اسباب بازی ها، داستان ها و وسایل سرگرمی امروز کودکان. غربتی که معلول بی توجهی ما و عدم اقدام ماست برای پرداختن به این اسطوره ها با امکانات جدید و تکنولوژی روز. این غربت آن قدر جدی است که اگر برای آن فکری نکنیم حتی نام اسطوره های ایرانی را هم فراموش خواهیم کرد. مبارک هشدار و تلنگری است برای بیداری. هشدار نسبت به فراموشی اسطوره ها و قهرمانان تاریخ ایران.

فیلم مبارک با فضایی جذاب برای کودکان و تخیلی زیبا از قدرت خوبی برای ارتباط برقرار کردن با مخاطب و درگیر کردن او برخوردار است. ریتم خوب، دیالوگ های طنز جذاب و فیلمنامه قوی و کش مکش ها و هیجانات جذاب و گیرا از امتیازهای خوب این فیلم می باشند. در این فیلم اسباب بازی هایی که بر اساس اسطوره های ایرانی هستند توسط اسباب بازی های مدرن و مرد اسباب بازی فروش دزدیده و اسیر می شوند و آن گونه که در دیالوگ های فیلم وجود دارد می خواهند آن ها را از حافظه ها پاک کنند و به جای آن ها اسطوره های جدید را جایگزین کنند. مخاطب این فیلم در کش مکشی جذاب، با قهرمانان قصه که می خواهند این اساطیر را آزاد کنند همراه می شود. ضد قهرمانان قصه، این اساطیر ایرانی را اسطوره های زوار در رفته و تاریخ مصرف گذشته خطاب می کنند و اساطیری چون کاوه آهنگر، آرش، فریدون و رستم را به بند کشیده اند. در طول قصه کش مکش ها برای آزادی این اساطیر ادامه دارد و پس از آزادی آن ها فیلم با پایان بندی ای بسیار هوشمندانه تمام می شود. در انتهای فیلم اِسی پلنگ که در نقش مرد اسباب بازی فروش است قبلاً توسط ضحاک ماردوش منجمد شده و کاری از او بر نمی آید. اما در انتهای فیلم با نابودی ضحاک، او نیز از این اسارت رهایی می یابد و هشداری به بیننده می دهد که نجات اساطیر با این فیلم محقق نمی شود و شرارت ها برای نابود کردن تاریخ و فرهنگ ایران همچنان ادامه دارد. خیال تان آسوده نباشد که وظیفه ای بزرگ و راهی طولانی در پیش دارید.

در کل همه چیز این فیلم خوب و قابل قبول است اما شاید انتقادی که می توان بر آن وارد کرد آن جایی است که در میان اساطیر به بند کشیده شده علاوه بر اساطیر ایرانی هرکول، سامورایی، زامبی و چند عنصر دیگر را مشاهده می کنیم. شاید بهتر بود این اساطیر حذف می شدند و فقط اساطیر ایرانی باقی می ماندند. کل موضوع قصه و فیلم در مورد اساطیر ایرانی است اما گنجاندن این اساطیر غیر ایرانی در فیلم چه وجهی دارد معلوم نیست. اصلی ترین و محوری ترین اسطوره در فیلم مبارک رستم است. اهمیت رستم در تاریخ و فرهنگ ما آن قدر زیاد است که فراموش شدن آن برای فرهنگ مان می تواند بسیار گران تمام شود. قبل از فیلم مبارک هم انیمیشنی در رابطه با داستان رستم در شاهنامه توسط کیانوش دالوند با امکانات مدرن ساخته شده بود که کار کیانوش دالوند نیز بسیار حائز اهمیت است. جا دارد که انیمیشن ها و فیلم های سینمایی متعدد و همچنین بازی های کامپیوتری نیز بر اساس شخصیت رستم و ماجراهای شاهنامه ساخته شود. فیلم مبارک نیز از آن دسته فیلم هایی است که دیدن آن خالی از لطف نیست. این فیلم می تواند قدم کوچکی در راستای مقابله با سانسور و حرمت شکنی از تاریخ و فرهنگ ایرانی باشد. 



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.