جنبش فکری هنری سنما انقلاب
باران فیروزی

به مناسبت سالروز ترور مارتین لوترکینگ جونیور در چهارم آوریل 1968.

فیلم «سلما» سه ماه از زندگی مارتین لوترکینگ جنیور یکی از مهمترین رهبران آفریقایی تبار جنبش های حقوق مدنی دهه شصت آمریکا را در سال 1965به تصویر کشیده است. این فیلم همانند فیلم لینکن اسپیلبرگ درامی شبه تاریخی است که در بستر تعدادی از وقایع به معرفی شخصیتی مشهور و تاریخ ساز می پردازد. سلما نام شهری کوچک در آلاباماست ؛ شهری که مردم سیاه پوست آن در کنار سایر سیاه پوستان آمریکا و جنبش های مدنی دهه 60 برای کسب حق رای دست به راه پیمایی زدند و حواشی برگزاری سه راهپیمایی این شهر به همراه تلاش های سایر گروه های مدنی عدالت خواه آمریکا برای دریافت حق رای و مشارکت سیاسی در سال 1965 منجر به تصویب قانون "حق رای برابر" برای سیاه پوستان شد.

سلما ، رویای برابری حقوق مدنی در آمریکا

فیلم از اتاق هتلی در اسلو با حضور مارتین لوترکینگ و همسرش آغاز می شود. لوترکینگ جلو آینه در حال تمرین سخنرانی مراسم دریافت جایزه صلح نوبل بخاطر مبارزات صلح آمیز و بدون خشونت در راه بدست آوردن حقوق مدنی برابر در آمریکا است . او با صورتی نامطمئن چند جمله را به صورت خطابه ای شیوا در مقابل آینه می گوید: «من این افتخار را بخاطر افرادی که از دست دادیم قبول می کنم. کسانی که مرگ آنها راه ما را هموار کرده ، برای بیست میلیون زن و مرد سیاه پوست پر انگیزه و بدون نا امیدی » و بعد می گوید : «نه این درست نیست! » و همسر خود را صدا می زند. بین این که لوترکینگ از متن خطابه اش ناراضی است و بدان اعتقادی ندارد یا از لباس گران قیمتی که پوشیده ناراضی است برای بیننده تردید ایجاد می شود. با این حال هنگامی که همسرش وانمود میکند ناراحتی لوترکینگ بخاطر لباس ش است ؛ لوترکینگ نیز همین خط فکر را پی میگیرد و بیان می کند از این که لباسش او را مانند ثروتمندان نشان دهد ناراحت است و این بین او و طرفدارانش فاصله می اندازد.
اتفاقات فیلم از ژانویه 1965 در شهر سلما آغاز می گردد و به نمایش سه راهپیمایی مردم شهر سلما برای کسب حق رای برابر با رهبری و تحریک مارتین لوترکینگ می پردازد . هدف لوترکینگ این بود که از طریق انعکاس اخبار این تظاهرات در رسانه ها به افکار عمومی در سراسر کشور نشان داده شود که سیاهپوستان ساکن ایالت های جنوبی با وجود داشتن حق رای بواسطه قانون "برابری حقوق مدنی برای همه ی نژاد ها " بخاطر وجود نژاد پرستی و اعمال خشونت در این مناطق ، از رای دادن محروم شده و یا صرف نظر می کنند ؛ تا بدین واسطه بتواند دولت را مجبور به تن دادن به قانون حق رای برابر برای سیاه پوستان بکند. در تظاهرات اول که با سکوت همراه است و در مقابل دفتر ثبت نام شهر رخ می دهد ، پلیس به مردم حمله می کند و با کتک زدن آنها عده ای از آنها از جمله مارتین لوتر کینگ را دستگیر می کند.
لوترکینگ در فیلم، بیشتر از این که کشیش باشد ، استاد خطابه است. او را با نام دکتر کینگ صدا می زنند. کینگ در زندان دچار فشار روحی و نا امیدی می شود و در جمله ای می گوید: «آنها همان طور که مرا نابود کرده اند می توانند جنبش را هم نابود کنند » اما با موعظه دوستش از انجیل متا دوباره امید پیدا می کند. لوترکینگ به جز در حال خطابه خوانی در بسیاری از صحنه های فیلم ،احساساتی و نا مطمئن و دارای تناقض های احساسی و فکری به تصویر کشیده می شود و گاهی اوقات بخاطر عواقب حرف هایش حس پشیمانی و عدم اطمینان می کند.
هنگامی که او در زندان است ، مالکوم ایکس ، یکی دیگر از رهبران سیاه پوست آمریکا که مسلمان نیز هست ، به دیدار همسر وی می آید و به او می گوید با وجود این که لوترکینگ مخالف او است ، دشمن او نیست و به همین خاطر در نبود کینگ برای مردم در کلیسای سلما به سخنرانی می پردازد. همسر لوترکینگ به زندان می رود و او را از این امر با خبر می سازد. فیلم در چند دقیقه گفتگویی که در زندان بین لوترکینگ و همسرش رد و بدل می شود ، تمامی تلاش های سایر رهبران سیاه پوست آمریکا بخصوص مالکوم ایکس را برای رسیدن سیاه پوستان به حقوق برابر با سفید پوستان ، نادیده می گیرد و به نفع مارتین لوترکینگ ثبت می کند . در دیالوگی که بین لوترکینگ و همسرش در زندان رخ می دهد ، لوترکینگ کلیه پیروزی ها بویژه تصویب قانون های کمک کننده به سیاه پوستان را به جنبش خودش نسبت می دهد و میگوید که مالکوم ایکس در تلوزیون سفید پوستان به من بی احترامی کرد و هیچ کار جدی برای سیاه پوستان انجام نداد و این جنبش ما بود که پله پله به تصویب قانون کمک کرد . این در حالی است که در زمان آن دیالوگ هنوز قانون «برابری حق رای» تصویب نشده است و قانون «برابری مدنی» نیز با تلاش جمع کثیری از جنبش های مدنی سیاه پوستان به رهبری چندین فرد مختلف من جمله گلوریا ریچاردسن و مالکوم ایکس در سال 1964 به تصویب رسیده است. سخنرانی مالکوم ایکس برای حمایت از جنبش مدنی مردم سلما هنگامی که لوترکینگ که در زندان است در فیلم به تصویرکشیده نمی شود و تنها تظاهرات آن شب بعد از سخنرانی نشان داده می شود که منجربه کشته شدن دردناک مرد سیاه پوست جوانی به نام جیمی لی جکسن می گردد. نحوه ی آزاد شدن لوترکینگ به نمایش در نمی آید ولی او آزاد می شود و مردم را به تظاهراتی مسالمت آمیز در روز یکشنبه هفتم مارس از سلما تا مونتگمری فرا می خواند. کاگردان تظاهرات مسالمت آمیز سیاه پوستان در روز یکشنبه هفتم مارس را که با خشونت پلیس محلی منجر به زخمی و کشته شدن تعداد زیادی از متعرضان شد ، با جزئیات صحنه های خشونت آمیز به تصویر می کشد .خود لوترکینگ در این تظاهرات شرکت نکرده است . با انتشار تصاویر خشونت به کار رفته علیه مردم سلما و با دعوت مارتین لوترکینگ مردم سفید پوست و سیاه پوست از سراسر آمریکا به سلما می آیند و با حضور لوترکینگ تظاهرات دیگری را در سکوت انجام می دهند. در این تظاهرات رهبران مذهبی یهودی ، مسیحیت به خوبی نمایش داده شده اند ولی هیچ نشان و دلالتی از حضور سیاه پوستان مسلمان وجود ندارد. لوترکینگ روی پل ادموند پتوس می ایستد ، اندکی می نشیند و بعد به سمت عقب باز می گردد و تظاهرات نا تمام به پایان می رسد. این کار او باعث خشم و ناراحتی سیاه پوستان می شود و سایر فعالان حقوق مدنی شهر سلما به او خرده می گیرند که تمام تلاش هایشان را به هدر داده است. کارگردان در حرکتی معنا دار لوترکینگ را با صلیب قاب می بندد در حالی که این جمله را در جواب منتقدان به حرکتش به زبان می آورد : «ترجیح می دم مردم از من متنفر باشند تا خونشون ریخته بشه یا بمیرند ».

 


 

شب بعد از این تظاهرات عده ای نژاد پرست کشیش سفید پوست مسیحی را که برای شرکت در تظاهرات سوم به سلما آمده بود ، به قتل می رسانند و این جنبش را وارد مرحله ی جدیدی میکند که منجر به بردن قانون "حق رای برابر" به کنگره و تصویب آن می گردد.
در طی فیلم بارها شاهد گفتگوی رئیس جمهور وقت آمریکا لیندون جانسون با مارتین لوترکینگ به صورت حضوری یا تلفنی هستیم. در دقایق نخست فیلم صحنه دیدار مارتین لوترکینگ با جانسون به تصویر کشیده می شود. در این ملاقات جانسون با خوشرویی از لوترکینگ استقبال می کند و می گوید:" از اینکه در جنبش حقوق مدنی قرار است با کسی همکاری کند که یک "رادیکال" نیست بسیار خوشحال است" جمله ای با دونکته اول همکاری دولت آمریکا با ماترین لوترکینگ و دومی تکه ای سیاسی به سایر رهبران سیاه پوست جنبش مدنی آمریکا. در واقع تصویری که فیلم سلما از لوترکینگ نمایش می دهد او را بیشتر از این که یک کشیش باشد ، یک سیاست مدار زیرک ، مردد و احساساتی نشان می دهد که تنها هنگام خواندن خطابه از خود شجاعت نشان می دهد.
فیلم «سلما » تا کنون از سوی شخصیت های مختلف مورد نقد قرار گرفته است ، من جمله جوزف ای کالیفانو مشاور ارشد رئیس جمهور وقت آمریکا ، جانسون . کالیفانو می گوید تصویر تاریخی که از جانسون به نمایش درآمده اشتباه است و شواهد متعددی وجود دارد که نشان میدهد جانسون از استراتژی مارتین لوترکینگ برای تحریک واکنش ها نسبت به نژاد پرسنی و استفاده ابزاری از پوشش خبری ان به نفع تصویب قانون حق رای سیاهان حمایت می کرده است . بررسی های دقیق تاریخی نشان می دهد که جانسون و کینگ بر سر زمان تصویب این قانون اختلاف داشته اند و پافشاری لوترکینگ و وقایع سلما به عنوان بخشی از عوامل متعدد ، موجب تسریع ارائه قانون به کنگره شده است.
در بیشتر فیلم دولت اصلی آمریکا در کنار لوترکینگ و نه مقابل او نشان داده شده است ، دولتی دموکراتیک که منتظر آرام شدن جو برای حمایت از سیاه پوستان است و گناه اصلی تبعیض نژادی به گردن قشر خاصی از سفید پوستان افتاده که تعداد اندکی از آنها نیز اداره بعضی از شهر های جنوبی آمریکا را در دست دارند و دولت فدرال از هر گونه اقدام تبعیض نژادانه ای مبرا شده است و در راه پیمایی های بعدی در کنار لوترکینگ و معترضان به عنوان محافظ حضور دارد . به بیان دیگر قهرمان اصلی فیلم سلما رئیس جمهور و دولت آمریکا هستند که در نهایت هم وزن نماینده ی خدا(لوترکینگ) به کمک مردم سیاه پوست می آیند و با تصویب قانون حق رای برابر به طوری ظاهری به ظلم پایان می دهند. فیلم با سخنرانی لوترکینگ در واشنگتن پایان می یابد . پیش از سخنرانی واشنگتن بارها نماینده حکومت به دیدار کینگ می آید و به او پیشنهاد محافظت می دهد تا از ترور او جلوگیری شود و او بتواند نتیجه تلاش هایش را ببیند. کاخ سفید و حکومت آمریکا در تمام مدت تلاش های لوتر کینگ در کنار او هستند و همراه او قدم به قدم برای رسیدن به خواست سیاه پوستان همراهی میکنند و این بزرگترین دروغ فیلم است.
هیچ کس نمی تواند نقش مارتین لوترکینگ به عنوان یکی از رهبران بزرگ جنبش حقوق مدنی سیاه پوستان آمریکا را نادیده بگیرد ، اما ثبت کردن تمامی این تلاش ها به نام وی، کاری ناجوانمردانه است که کارگردان جوان و کم تجربه فیلم سلما بدان تن داده است.

واقعیت تاریخی آنچه رخ داده است
آنچه در در واقعیت رخ داده این است که در 26 می سال 1964 ابتدا کنگره با قانون «برابری حقوق مدنی برای همه ی نژاد ها » مخالفت کرد و در پی آن مالکوم ایکس همایشی را در ساختمان کاپیتول برگزار کرد و در آن برای لوترکینگ سخنرانی را ترتیب داد و آن پس آن دو اختلافاتشان را کنار گذاشتند . حتی شواهدی وجود دارد که لوترکینگ میخواسته از طرح مالکوم ایکس مبنی بر کشاندن دعوی تبعیض نژادی علیه سیاه پوستان آمریکا به سازمان ملل و شکایت از دولت آمریکا به این خاطر، حمایت کند . در ادامه سال 1964 با تلاش ها و فعالیت های جنبش های گوناگون حقوق مدنی سیاه پوستان آفریقایی تبار آمریکا از جمله جنبش آلبانی ،مسافرت های آزادی ، کمپین بیرمنگام و جنبش هایی با حمایت و رهبری مالکوم ایکس ، گلوریا ریچاردسون و مارتین لوترکینگ و... و فشار ناشی از ماجرای قتل سه تن از رهبران جوان جنبش حقوق مدنی در تابستان 1964(تابستان آزادی)در می سی سی پی ، جانسون «قانون برابری حقوق مدنی برای کلیه نژاد ها » را به کنگره برد و تصویب کرد. در واقع جانسون مجبور شد، قانونی را که در زمان کندی پیشنهاد شده و مسکوت مانده بود تصویب کند. این قانون هرگونه تبعیض بر اساس «نژاد، رنگ، مذهب، یا اصالت ملی» در امور استخدامی و حضور در اماکن عمومی را ممنوع اعلام می‌ کرد.
در آغاز سال 1965کمپین سلما برای حق رای از مالکوم ایکس برای سخنرانی دعوت کرد. وی در آن سخنرانی بیان داشت که گزارش‌ های زیادی در مورد تهدید به قتل در صورت حضور در سلما دریافت داشته است با این حال به این شهر آمده و سخنرانی می کند. مالکوم ایکس در اواخر ماه ژانویه با ارسال تلگرام سرگشاده‌ ای به جورج لینکلن راکول، رئیس حزب نازی آمریکا بیان داشت: « اگر تحریکات نژادپرستانه شما علیه مردم ما در آلاباما باعث آسیب فیزیکی به لوترکینگ یا هر آمریکایی سیاه پوست دیگری بشود شما و دوستان شما به شدید ترین شکل ممکن با اقدامات تلافی جویانه فیزیکی آن دسته از ما که به فلسفه خلع سلاح و روش‌های بدون خشونت معتقد نیستند، روبرو خواهید گردید». ماه بعد، مدیر بخش سلمای جنبش SNCC از مالکوم ایکس دعوت کرد تا در جلسه مهمی که در سلما برگزار می ‌شد سخنرانی کند. حقیقتی که در فیلم سلما بدان اشاره ای نمی شود. پل رایان هی گود، مدیر شرکتی از NAACP صندوق دفاع حقوقی، نقش مالکوم را در وادار کردن دولت فدرال به پاسخ گویی بخاطر اتفاقات رخ داده در سلما ، می ستاید. هی گود اشاره میکند که در مدت کوتاهی پس از ملاقات مالکوم از سلما، یک قاضی فدرال از وزارت دادگستری، به دادخواستی که توسط آنها ارسال شده پاسخ داده است. مالکوم ایکس در 21 فوریه سال 1965 در واشنگتن ترور می شود. بدین ترتیب دستاوردی که فیلم سلما به نام مارتین لوترکینگ و دولت فدرال آمریکا ثبت کرد ، تنها نتیجه ی تلاش او نبوده است ، بلکه نتیجه تلاش میلیون ها سیاه پوست و ده ها رهبر سیاه پوستان آمریکا بویژه مالکوم ایکس است.

سلما ، مدیریت سیاسی جریان مخالف با کمک هالیوود
با وجود این همه خوش خدمتی فیلم ، باز هم اسکار در دوره ای که برای اولین بار رئیس آن یک سیاه پوست و یک زن بود ، این فیلم را نادیده گرفت و به جز اسکار بهترین موسیقی اوریجینال جایزه ای نصیبش نکرد تا مراسم اسکار 2015 با حضور اولین مدیر سیاه پوستش به گفته منتقدان سفید ترین رقابت اسکار از سال 1998 به شمار رود که در آن در هیچ کدام از بخش های مهم بویژه در چهار بخش بازیگران ، هیچ سیاه پوستی کاندید دریافت جایزه نشد.
به نظر می رسد اهدای این تک جایزه بهترین موسیقی به فیلم سلما نیز بسیار مدیریت شده و در راستای اوپوزیشن منیجمنت یا مدیریت مخالف است. از آنجا که موسیقی برای سیاه پوستان آمریکا شانی آیینی دارد و همواره در طی سال ها از آن به عنوان ابزاری برای اعتراض و اعلام آلام و درد های خود استفاده کرده اند ، اجرای زنده موسیقی فیلم در مراسم اسکار و دادن جایزه به آن ، بسیاری از اعتراضات مردمی احتمالی را ساکت کرد.
با توجه به سلسله اقدامات نژاد پرستانه پلیس آمریکا علیه سیاه پوستان در چند سال اخیر -در زمان ریاست جمهوری یک سیاه پوست در آمریکا - ساختن چنین فیلمی در جهت اهداف «مدیریت جریان مخالف» کمک بزرگ هالیوود به دولت اوباما بوده است بخصوص که این فیلم به مناسبت پنجاهمین سالگرد یکشنبه ی خونین سلما ساخته شد و اکران آن با زمان اوج گیری تظاهرات مردمی در شهر های مختلف آمریکا بخاطر قتل چندین سیاه پوست به دست پلیس نژاد پرست آمریکا مصادف بود. فلسفه جنبش اجتماعی مارتین لوترکینگ تظاهرات بدون خشونت و مقابله به مثل بود حتی اگر در آن تظاهرات سیاه پوستان زیادی مورد ضرب و شتم قرار بگیرند و به نظر می رسد این مدل از اعتراض ، مدل خوشایند مد نظر دولت آمریکا باشد و انتخاب این بخش از زندگی مارتین لوترکینگ و قلب بسیاری از واقعیت ها در قالب درامی شبه تاریخی ، برگ دیگری از خوش خدمتی هالیوود به دولت آمریکا ست. دعوت اوباما از عوامل فیلم به کاخ سفید بعد از ناکامی آنها در مراسم اسکار و شرکت اوباما و همسرش به همراه جورج بوش پسر و همسرش در راهپیمایی سالگرد یکشنبه خونین و سخنرانی اوباما در اوج سرکوب اعتراض های شهری شهروندان سیاه پوست آمریکا بخاطر به نادیده گرفته شدن حقوق شان نشان از این دارد که آمریکا هنوز هم از سیاست تکراری خود برای مدیریت جریان مخالف استفاده می کند.



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.