جنبش فکری هنری سنما انقلاب
علی صبوری

خشم و هیاهو هیاهو ی کاذب و غیر واقعی دارد که انتسابی به جامعه ما ندارد . در سینما اقتباسی ایران نمونه ی موفق ناخدا خورشید را داریم ، روی موفقیت ناخدا خورشید تاکید دارم چون سینمای اقتباس را بومی کرده است. این نوع سینمای جاری منجر به یاس جامعه می شود . اوایل انقلاب یک انقلاب فرهنگی در در محیط های فرهنگی به وجود آمد و یک مدتی دانشگاه ها را تعطیل کرد . شاید چنین انقلابی برای سینما ی ما هم لازم باشد/.

ناخداخورشید بسازیم!/  متاسفانه ایده پردازی و شخصیت پردازی ضعیفی داریم / مصاحبه با محمد حسین شاهنگی نویسنده و پژوهشگر

خشم و هیاهو چهارمین فیلم بلند هومن سیدی در مقام کارگردان است که نظر تماشاگران جشنواره را نیز به خود جلب کرده است .
در همین رابطه گفت و گویی را با پژوهشگر سینما آقای محمد حسن شاهنگی ، نویسنده ی کتاب «بازنمایی خانواده در سینمای ایران» را ترتیب دادیم.

قسمت اول :
شاخصه ی معروفی در غرب وجود دارد به اسم سکس و خشونت که مدتی است در سینمای ایران و جشنواره ی فجر هم شاهدش هستیم و نمود شاخص آن فیلم خشم و هیاهیو است که از اسم فیلم شما می توانید کاشف این قضیه باشید تا مولفه های ریز دیگری که در ادامه اشاره خواهم کرد .
گریزی داشته باشم به سینمای اقتباس که بر خلاف تصور عموم که ارتباط با قضیه ی فوتبالیست معروف دارد ؛ برگرفته از کتاب خشم و هیاهوی ویلیام فاکنر است . جمله ی ابتدایی هم که در اول فیلم میبینیم غیر مستقیم ، اشاره به همین دارد .
فاکنر ادیب نهیلیستی ای است که خیلی صریح به مولفه های مکتب فردگرایی اشاره دارد و میگوید : حتی در صورت تشکیل خانواده ، چیزی و کسی که مهم است تو هستی ، توی مرد و رییس خانواده هستی که باید لذت ببری و بقیه مطیع و برده ی تو باشند . این چیزی است که فاکنر قبولش دارد و در لا به لای کتاب ها و جملات و شخصیت پردازی هایش به آن می پردازد .
در سینما اقتباسی ایران نمونه ی موفق ناخدا خورشید را داریم ، روی موفقیت ناخدا خورشید تاکید دارم چون سینمای اقتباس را بومی کرده است ؛ یک رمان خارجی را تبدیل به یک فیلمنامه ای در شرایط اقلیمی ما کرده است ، در شخصیت پردازی ها و دیالوگ نویسی ها و غیره که حاصلش شده است یک سینمایی موفق .
کار های آقای سیدی یک ویژگی دارند که اقتباس می کند بدون صراحت داشتن به اقتباسش که چه مولفه هایی را در نظر داشته است و چه روکرد و هدفی را دنبال می کند . همین مولفه ی خشم و سکس چه تناسبی می تواند داشته باشد با مخاطب ایرانی ما ؟! باز تبطیقی داشته باشم به ناخدا خورشید که متناسب با مخاطب ایرانی است مباحثی مثل جوانمردی ، غیرت ، تلاش و بحث رزق ، مولفه هایی اند که با ما سنخیت دارد و برایمان جذاب هستند . اما خشم و هیاهو نه موضوعش و نه شخصیت پردازی اش و نه درون مایه اش هیچ سنخیتی با ما ندارد . و سینمای اقلیتی هست که یک دغدغه هایی هم دارد ، دچار یک فردگرایی های خاص و فرمول شناخته ی معروف لذت بیشتر است ولو به هر قیمت ممکن که میتواند به قیمت غرور و خودخواهی و فدا کردن دیگران باشد . به نظرم سینمای هومن سیدی یک سینمای لیبرالیستی است به معنای آزاد بودن و استفاده گر بودن بدون توجه به دیگران ، و تا آنجایی که مکمن است توجه به جسم خود است ، جسم هم چیزی جز شهوت و سکس نیست .
_چگونه باید افزایش سواد رسانه ای مردم در مواجهه با وضع سینمای موجود و جاری صورت گیرد؟
قبل از اینکه سوال شما رو پاسخ بدم ، موضوع مهمتری رو کوتاه و مختصر اشاره میکنم ؛ ما در کشور و فرهنگ خودمان ایده های خیلی خوب و غنی داریم ولی متاسفانه ایده پردازی و شخصیت پردازی ضعیفی داریم در حالی آن طرف و سینما های آنان ایده تراشی می کنند و سعی می کنند آرمان های مطلوب خود را به روی پرده بیآورند و سعی می کنند از رئالیسم سیاه فاصله بگیرند ؛ یعنی تلاش بر این است چند دقیقه و ساعتی که مخاطب به سینما می رود او را با آرمان هایش نزدیک میکند ، حال ممکن است که آنها آرمان های مادی داشته باشند که در عوض ما آرمان های ما معنوی است .
یک مثالی نقل به مضمون می کنم از آقای دکتر فیاض : اگر دقت کرده باشید در بالیوود ، همه چیز تر و تمیز است ، کاراکتر ها همه جذاب و پر کشش اند و حتی بعضا در کاخ زندگی می کنند . در حالی که خود مردم هند ، مردم فلاکت زده ای هستند و این واقعیتی هست که همه به آن اقرار دارند . اینها برای این هست که آرمانهایی برای خود متصور هستند می خواهند این آرمان ها را برای مخاطب نیز ترسیم کنند و مورد تاکید قرار دهند . ما باید از رئالیسم سیاه فاصله بگیریم و به آرمان هایمان توجه داشته باشیم . این نوع سینما دستیافتنی است .
_منظورتان این است که به جای بازنمایی جامعه ، الگو سازی کنیم ؟
بله ، ببینید یکی از فیلم های این جشنواره لانتوری است که خیلی صریح و مستند گونه دو گانه ی بازنمایی و آسیب شناسی و حتی شق سو سیاه نمایی را طرح می کند . بازیگر رو به روی دوربین دیالوگ می گوید و سعی می کند این دوگانه را تفاوت قائل شود .
اگر شما یک بازنمایی منطقی و باور پذیر داشته باشید ، خواه نا خواه از سیاه نمایی فاصله می گیرید و به آسیب شناسی هم می رسید . ولی اگر در همان قدم اول حواسته یا ناخواسته در خلق شخصیت یا در ایده یا درون مایه و حتی طراحی لباس و صحنه دست به سیاه نمایی بزنید ، از آن اثر مطلوب فاصله میگیرید و متهم می شوید . در دینمان هم آمده است که انسان عاقل خود را در مظان اتهام قرار نمی دهد .
گفتوگویی از علی صبوری



نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.