جنبش فکری هنری سنما انقلاب
علی صبوری

خشم و هیاهو هیاهو ی کاذب و غیر واقعی دارد که انتسابی به جامعه ما ندارد . در سینما اقتباسی ایران نمونه ی موفق ناخدا خورشید را داریم ، روی موفقیت ناخدا خورشید تاکید دارم چون سینمای اقتباس را بومی کرده است. این نوع سینمای جاری منجر به یاس جامعه می شود . اوایل انقلاب یک انقلاب فرهنگی در در محیط های فرهنگی به وجود آمد و یک مدتی دانشگاه ها را تعطیل کرد . شاید چنین انقلابی برای سینما ی ما هم لازم باشد/.

سینمای ما به انقلاب فرهنگی نیاز دارد/ مصاحبه با دکتر شاهنگی «خشم و هیاهو» چهارمین فیلم بلند هومن سیدی در مقام کارگردان است که نظر تماشاگران جشنواره را نیز به خود جلب کرده است . در همین رابطه گفت و گویی را با پژوهشگر سینما آقای محمد حسن شاهنگی ، نویسنده ی کتاب «بازنمایی خانواده در سینمای ایران» را ترتیب دادیم.قسمت دوم :_در عالم مدرن و با حاکمیت عالم ارتباطات، بازیگران در کنار خوانندگان، فوتبالیستها، پورن استار ها به پیامبران دوره مدرن تبدیل شده اند. این را چگونه ارزیابی میکنید؟ چگونه در عالم انقلاب اسلامی و در رسانه و سینما انقلابی می توان بر این مساله غلبه کرد؟نفس الگو چیز بدی نیست و در دین ما اهم وجود دارد که پیامبرمان اسوه ی حسنه است . پس در رسانه ی سینما نیز به مقوله ی الگو و قهرمان خواهی باید توجه کنیم منتها چگونه توجه کردن و پرداختن مهم است . شخصیت ها و نقش های اول خواه ناخواه الگو هستند ، اگر سراغ شخصیت های منفی برویم ناخواسته دچارش می شویم . حتی چه بسا این تاثیر از شخصیت از لحظه ای که سینمارا ترک می کنیم ماهها با ما باشد . به هرحال انسان از محیط اطرافش تاثیر می پذبرد و به خصوص از سینما که تجمیع شده ی همه ی هنر هاست . آسیب شناسی در رسانه و سینما چگونه باید شکل گیرد، تا خود به اشاعه منجر نشود؟ اگر ما برگردیم به همان بحث رئالیسم با یک تعریف منطقی ، خواه ناخواه از اون رئالیسم سیاه هم فاصله می گیریم ؛ و اگر از رئالیسم سیاه فاصله بگریم از سیاه نمایی هم فاصله گرفته ایم . در واقع یک مرز باریکی این میان هست و دقت مضاعفی را میطلبد . مخاطبین سینمای ما بسیار باهوش هست و اگر فیلمسازی قصد فریب داشته باشد و قصد صید مخاطب و جایزه های خارجی را داشته باشد ، مخاطب این را می فهمد . ما اگر آن مرز رئالیسم سیاه را رعایت کنیم ، در دام اشاعه هم نمی افتیم . و یک مراعات بسیار ساده ای هست . به نظرم این سیاه نمایی ها 99درصدش با قصد قبلی هست ، حالا یا هدف را اشتباه انتخاب کردیم یا مسیر را اشتباه می رویم یا به فرش های قرمز آن طرف آب دلمان خوش است . به هرحال این موقعیتی است که در آن قرار داریم و فیلمساز به جای اینکه به مخاطب وطنی خود توجه کند ، توجهش به چیزهای دیگری هست.اوایل انقلاب یک انقلاب فرهنگی در در محیط های فرهنگی به وجود آمد و یک مدتی دانشگاه ها را تعطیل کرد . شاید چنین انقلابی برای سینما ی ما هم لازم باشد . و ریشه هایش مورد بازبینی قرار بگیرد . کما اینکه پیشبینی ام هم همین است با توجه پیش رفتن به سمت به فرم و مضامین و سوژه هایی که مخاطب از آن ناراضی است . نه صرقا یک مخاطب خاص بلکه عموم مخاطبان که مساله اش و نیازش را در سینما نمیابد و بالعکس سینما منجر به یاس در مخاطب می شود که به قهر با سینما می انجامد ._ساختار فرمیک خشم و هیاهو را چگونه ارزیابی می کنید؟هم فرم مهم است هم محتوا ، من یک مثالی برای شما می زنم ، فیلم «زیباتر از زندگی» _انسیه شاه حسینی_ موضوع ارزشی و نابی داشت ولی بر اثر غفلت هنری ایرادات فرمی فاحشی دارد و نتیجه اش این می شود که یک اثر کاملا جدی ژانر دفاع مقدس تبدیل می شود به یک فیلم کمدی که در سالن سینما مخاطب برا می خنداند.در مقابل فیلم ایستاده در غبار که در همین جشواره هم حضور دارد . به شدت فرمیک و خوش ساخت است._به نظرتان خشم و هیاهو به این فرم رسیده است ؟به نظرم فیلم های آقای سیدی مخاطب خاص خودش را دارند . یک مخاطب سرگشته که ساختار شکنی و آنارشیسم برایش موضوعیت دارد ، اینکه قهرمانش یک خودخواه باشد و خودش را فریاد بزند موضوعیت دارد. بیشتر مخاطبش نوجوانان تازه به بلوغ رسیده یا جوانانی که هنوز غرور کاذبی دارند و هنوز به نگاه جمعی نرسیده اند، یا کسانی که مقداری تحت تاثیر افکار غربی اند . اما مخاطبش دراقلیت است . و نباید آن را گسترش دهیم . به نظرم بها دادن به سینمای سیدی عواقب سوء دارد . _اگر نکته و فرمایش دیگری درباره ی این فیلم دارید بفرمایید«خشم و هیاهو» هیاهو ی کاذب و غیر واقعی دارد که انتسابی به جامعه ما ندارد . ما آرامش هایی رادر جامعه داریم که خیلی زیبا و قابل طرح و پرداخت هستند و می شود خیلی جذاب آنها را طرح کرد و نیازی به رفتن به سمت سینمای سکس و خشونت نیست .گفتگوی از علی صبوری

نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.