جنبش فکری هنری سنما انقلاب

فیلم رسوایی 2 ششمین و آخرین اثر سینمایی مسعود ده نمکی، فیلمی است که شاید به جرات می توان گفت بهترین اثر او از لحاظ فنی است. اثری که از لحاظ جلوه های ویژه رشد بسیار خوبی نسبت به آثار قبلی مسعود ده نمکی خصوصاً فیلم معراجی ها داشته است، به نحوی که در بخش میانی فیلم که وقوع زلزله را به نمایش می گذارد، تماشاگران به شدت مجذوب این نوع جلوه گری در قاب سینما می شوند که ما تا حال شاهد آن در سینمای ایران نبودیم.

به گزارش سینما انقلاب، فیلم رسوایی 2 ششمین و آخرین اثر سینمایی مسعود ده نمکی، فیلمی است که شاید به جرات می توان گفت بهترین اثر او از لحاظ فنی است. اثری که از لحاظ جلوه های ویژه رشد بسیار خوبی نسبت به آثار قبلی مسعود ده نمکی خصوصاً فیلم معراجی ها داشته است، به نحوی که در بخش میانی فیلم که وقوع زلزله را به نمایش می گذارد، تماشاگران به شدت مجذوب این نوع جلوه گری در قاب سینما می شوند که ما تا حال شاهد آن در سینمای ایران نبودیم. به جرات می توان گفت که این بخش از کار ده نمکی در فیلم رسوایی2 یکی از بهترین های جشنواره 34 بود که به ناحق از کاندیداتوری در بخش جلوه های ویژه میدانی جشنواره حذف شد. علاوه بر این، نوعی بلوغ در فیلم اخیر ده نمکی دیده می شود، بلوغی که در فیلمنامه، میزانسن ها و سیر داستان کاملاً مشهود است.

اما از لحاظ محتوایی، داستان فیلم راوی شهری خیالی است که کاملاً مجذوب تکنولوژی و مادی گرایی و مصرف زدگی شده است، شهری که تمام خواسته ها و آرزوهای خود را در توسعه صرف می داند. مسئولین این شهر تمام تلاش خود را می کنند تا روز به روز بیشتر در این گام قدم بردارند و وقتی که صحبت از بیشرفت ابعاد انسانی می شود، می گویند که این جزء برنامه‌های بیست ساله چهارم ماست. شهری که در آن مسئولین کاملاً به فکر خودشان هستند، شهری که فساد مسئولین و خویشان آنها زبانزد خاص و عام است، شهری که مردم آن غرق در مظاهر مادی و از مظاهر معنوی تهی گشته اند، به گونه ای که هنگام اعدام یک بزهکار و جانی به جای اینکه از این عمل درس عبرت بگیرند، غریو شادی سر می دهند و فریاد کنان خواستار کشتن آنها هستند، مردمی که خوراک فکری شان یک سری مطبوعات زرد است که این مطبوعات نیز برای فروش خود دست به هر کاری می زنند؛ اما در همین شهر نیز، باز رگه هایی از امید وجود دارد. امیدی که هیچ وقت نباید از آن غافل بود و برای تحقق آن یک تلنگر کافی است. تلنگری که ولو دستمایه مطبوعات قرار می گیرد ولی در نهایت نتیجه خود را می گذارد. در فیلم این تلنگر از جانب همان کاراکتر اصلی رسوایی1 یعنی حاج یوسف زده می شود که در این فیلم قصد او اصلاح جامعه است، برخلاف اپیزود یک رسوایی که هدفش اصلاح یک فرد بود. حاج یوسف در هر دو فیلم از آبرو و حیثیت خود مایه می گذارد، که در نهایت در هر دو قسمت موجب طرد شدن او از جامعه می گردد؛ اما در نهایت به هدف خود میرسد. اصل و پیام مهمی که در فیلم بارها به آن اشاره شد این بود که هر کس برای اصلاح جامعه باید از خود شروع کند و تا زمانی که این اصل محقق نشود، هیچ گاه به هدف خود نخواهیم رسید.

rosvaie4

ده نمکی در این فیلم به یک موضوع بسیار مهم در مباحث دینی می پردازد که شهید مطهری در جلد سوم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم به صورت مفصل به آن پرداخته است و آن موضوع رابطه گناه و عذاب الهی است، که حاج یوسف داستان ما قصدش فقط دادن این تذکر بود که توسط برخی از افراد نوعی دیگر منتشر شد. ده نمکی در بخش پایانی فیلم نیز متذکر نقل قولی از یکی از علمای اخلاق تهران می شود که ممکن است با مردن و یا رفتن یک عالم یا عارف از شهری ممکن است بلا به آن شهر نازل گردد؛ چرا که همان یک فرد مومن برای خدا کافی بود تا از نزول بلا بر یک قومی خودداری کند.

در نهایت امر به خاطر جلوگیری از طولانی شدن بحث یک سری از انتقادات و ایراداتی که به نظر بنده در کار دیده میشد که اگر نباشد بهتر بود، بیان می گردد:

  1. استفاده از الفاظ رکیک و نامناسب توسط برخی بازیگران.
  2. همانطور که همگی میدانیم یکی از دغدغه های جناب آقای ده نمکی نشان دادن مفاسد در بخش های مختلف است، یکی از مواردی در اکثر فیلمهای او می بینیم، نشان دادن فردی بازاری است در ظاهر متشرع اما در باطن متخلف و هوسران است.  داشتن این دغدغه کاملاً امری پسندیده و شایسته است؛ اما بیان بیش از حد آن در فیلمهای متعدد موجب لوث شدن این ماجرا می گردد و کارکرد اصلی خود را از دست می دهد که انذار به این نوع افراد است.
  3. در این دو قسمت رسوایی ما به این نتیجه رسیده ایم که حاج یوسف یک عارف است و با توجه به اینکه حتماً هر عارفی یک روحانی نیست، آن سکانسی که حاج یوسف می گوید "به نظر شما یک آخوند خوب آخوندی است که حرف نزند"  اضافی است. چون موجب ایجاد یک پارادوکس در ذهن مخاطب می شود که آیا حاج یوسف یک روحانی است یا یک عارف. اگر روحانی است پس چرا لباس روحانیت نمی پوشد و اگر عارف است پس چرا این جمله را می گوید.
  4. موضوع بعدی ای که مختص این فیلم هم نیست بلکه در دیگر آثار ایشان چه سینمایی و چه تلویزیونی دیده می شود این است که، تصویری که از جناب آقای ده نمکی در ذهن مخاطبان سینمای ایران وجود دارد، تصویر یک انسان دغدغه مند و مسئول در برابر جامعه است که سعی دارد در فیلمهای خود مفاهیم اخلاقی و دینی را مطرح کند؛ اما یک عاملی که موجب شده این عمل تاثیر کمتری بر مخاطب بگذارد، تعدد این مفاهیم است که مخاطب دچار نوعی بمباران مفهومی این بار از نوع دینی و اخلاقی می گردد که این خود موجب کاهش تاثیر بر مخاطب می گردد.                                                                   نویسنده: ع. کرمی


نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.