جنبش فکری هنری سنما انقلاب

بگذارید در همین ابتدای کلام بر خلاف تیتر یادداشت شما عرض کنم که حاتمی کیای عزیز برسر سینمای ملی و آرمانی و عدالتخواهانه ایران پس از انقلاب، بسیار منت دارد. نمی دانم موقعی که شما هنوز نمی دانستید کلمه سینما را با کدام «سین» می نوشتند، ابراهیم حاتمی کیا دوربین بدست در مناطق جنگی بود یا بعد از جنگ؛ باز هم او بود که همراه بزرگ مرد سینمای ایران مرحوم ملاقلی پور سینمای ملی و راستین ملقب به انقلاب اسلامی را به فرهنگ نوپای انقلاب ایران تقدیم کردند.

وقتی نمی دانستی سینما را با کدام سین می نویسند، حاتمی کیا در جبهه داشت فیلم می ساخت! به گزارش سینما انقلاب، متن نامه کوتاه «حمید بهمنی» مدیر سابق موسسه شهید آوینی به یکی از نویسندگان روشنفکر به شرح زیر است:هوالحقسوره مبارکه آل عمران آیه ی ۱۸۵:هر کسی مرگ را خواهد چشید و جز آن نیست که روز قیامت، پاداش های شما به طور کامل به شما داده می شود و پس از آتش دور نگاشته شود و او را به بهشت درآورند، نیکبخت است، و زندگی دنیا چیزی جز کالای فریب نیست.***جناب سیامک رحمانی!بگذارید در همین ابتدای کلام بر خلاف تیتر یادداشت شما عرض کنم که حاتمی کیای عزیز برسر سینمای ملی و آرمانی و عدالتخواهانه ایران پس از انقلاب، بسیار منت دارد. نمی دانم موقعی که شما هنوز نمی دانستید کلمه سینما را با کدام «سین» می نوشتند، ابراهیم حاتمی کیا دوربین بدست در مناطق جنگی بود یا بعد از جنگ؛ باز هم او بود که همراه بزرگ مرد سینمای ایران مرحوم ملاقلی پور سینمای ملی و راستین ملقب به انقلاب اسلامی را به فرهنگ نوپای انقلاب ایران تقدیم کردند.اتفاقاً همین حاتمی کیا بود که بسیاری از منتقدان بزرگ چون استاد خسرو دهقان را مجبور کرد به احترام سینمای حاتمی کیا، اعتراف کند (نقل به مضمون) سینمای حاتمی کیا فراتر از سینمای ایران و سینمای شبه روشنفکری است و اما روزگار و منتقدان قلم بدست و طلبکار و ساده بین تصور می کنند حاتمی کیا از پس فیلم هایش دنبال مطاع دنیاست؛ دنیایی که به هیچکس وفا نکرده است. راستی جناب رحمانی! نامه ی شهید آوینی به ابراهیم حاتمی کیا را خوانده ای؟! همین قدر می دانم ایشان تمام قَد و با تمامی ایمانش از اندیشه و کار ابراهیم حاتمی کیا دفاع کرد و اعلام نمود سینمای الگو و پاک فطرت و هنرمندی انقلاب در آثار حاتمی کیاست و اینجا بود که ابراهیم جایزه اش را از دست سید شهیدان اهل قلم گرفت. حاتمی کیا بر گردن ما و شما خیلی حق دارد، ما را از خماری روشنفکرنمای سیگاری قهوه خور بیرون کشید و به ما یاد داد که چگونه برای ایمان و اعتقادمان فیلم بسازیم و خوب هم ببینیم، حاتمی کیا غُصه اش تعریف و تمجید امثال شما و جایزه گرفتن نیست و نبوده است، اما قِصه اش این است که چرا امثال شماهای مدعی سینما، اهل خوب دیدن و چه بسا با ایمان دیدن نیستید و همیشه تحت تاثیر فضای کاذب فرش های قرمز جشنواره ها و سوت و کف زدن ها و چهره های رنگارنگ هستید ؟! آری؛ حاتمی کیا عاری از اتهامات بی یابه و اساسی کسانیست که خودشان را منتسب به سینما و صاحب سینمای ایران می دانند و همواره دل در گرو جایزه ها و هورا کشیدن ها دارند.جناب رحمانی! سوز دل حاتمی کیا را اگر درک می کردید حداقل به موهای سفید سرش نگاه می کردید و دیگر اسیر فرمول های من درآوردی خود نمی شدید. کدام جریان  روشنفکری و منتقد نظام و یا حتی جریان پولدار به اصطلاح وطنی که البته به آن طرف آب غش و ضعف می کنند حاضرند برای فیلم های ایشان سرمایه گذاری کنند؟ مگر غیرت حاتمی کیا خریدنی است؟ مگر هنر حاتمی کیا مثال زدنی است؟ مگر حاتمی کیا فیلم هایش را با سفارش کشورهای غربی برانداز می سازد؟جناب نویسنده محترم! بدجور به خاکی زده اید؛  جوری که از جنس فیلم «بادیگارد» جوش آورده اید، چون قامت فیلم از انسان های فراموش شده ای می گوید که قلم بدستان سینمای سفارشی غرب آنرا به سخره گرفتند، حاتمی کیا چون فروشی نیست و عزت و شرف و ایمان و مردم فرهنگ دوستش را هیچگاه نمی فروشد و نفروخته است، اینگونه بر او می تازید. شما ناراحتی تان را از حاتمی کیا به خاطر انتقادش از اصغر فرهادی به صورت چماق روشنفکری بر سر او زده اید، دریغ از یک لحظه تحقیق و عدم درک صحیح!!همین جناب اصغر فرهادی که شما خواهان او هستید حتماً می دانید چگونه فیلمساز شدند، از حمایت رسانه ملی و ساخت چندین سریال و تجریه کردن و آموختن و فیلمساز شدن، پس چرا به همین جناب فرهادی نگفتید که تو چرا از دولت، پول کلان گرفتی و فیلمساز شدی؟! آیا غیر از غرض ورزی، چیزی دیگری هم می شود نزد شما یافت؟ یادتان رفته است که چگونه فیلمسازانی چون  ب.ق / م. م / ع . ک / ب . ب / ج . پ  و...با کمترین ظرفیت از این سرزمین به دامان غربی ها فرار کردند و ابراهیم در آتش ماند؟جناب رحمانی! ایکاش به جای ترور شخصیت حاتمی کیا و فیلم هایش حداقل قلمت را به جایی می بردی که توان درک آن را داشتی، حاتمی کیا اگر سوریه برود یقیناً تحت تاثیر قلم شما نخواهد رفت، چون فاجعه سوریه حتی در قلم شما هم منعکس نشده و نمی شود. چون به نظر می رسد که  اساس جهاد را در هنر نپذیرفته اید، چه رسد به اینکه به کسی بگویید برود جبهه سوریه، راستی شما زمان جنگ چند سالتان بود؟مطمئن باشید جناب رحمانی، تا زمانی که حاج کاظم ها و حاج حیدرها هستند که هستند، ابراهیم و «موج» سینمای پایدار و نوین انقلاب هم خواهد بود. راستی نکند مدلینگ تصور شما در سینما به جای حاج کاظم و....امثال قهرمانان پوشالی چون مرد عنکبوتی و خفاش من و هالک و ... است که اینگونه اسطوره های واقعی فیلم های ابراهیم را به تمسخر کشیده اید؟من فقط این را به یقین میدانم تا شریان حمایت از تفکر و اندیشه سکولاریزم در هنر سینمای امروز ما هست بخش اعظمی از آن در جوهر قلم بدستانی خواهد بود که تازیانه شان را بر تعهد می کوبند!والعاقبه للمتقینحمید بهمنی. فیلمساز سینمای جمهوری اسلامی ایران

نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.