جنبش فکری هنری سنما انقلاب

در حاشیه آخرین روز از پنجمین هم اندیشی سینمایی «گفتمان انقلاب اسلامی» گعده ای با حضور «سیّد محمّد حسینی» کارشناس سینما و هنرمندان سینمای انقلاب برگزار شد.

گزارش کامل روز آخر گعده های سینما انقلاب/ بررسی فیلم های «اژدها وارد می شود» و «بادیگارد» به گزارش سینما انقلاب، در حاشیه آخرین روز از پنجمین هم اندیشی سینمایی «گفتمان انقلاب اسلامی» گعده ای با حضور «سیّد محمّد حسینی» کارشناس سینما و هنرمندان سینمای انقلاب برگزار شد.در این گعده «محمّد حسینی» ابتدا به بحث و گفت و گو در خصوص سینمای مانی حقیقی و فیلم اژدها وارد می شود پرداخت. او در ابتدای صحبت هایش در جمع هنرمندان انقلابی و جوان گفت:«مانی حقیقی خیلی تاویل را دوست دارد. این واکنش هایی که نسبت به فیلم پذیرایی ساده اش شده بود نشانگر همین موضوع بود. فیلم مانی حقیقی پر از همین تاویل ها بود ولی خودش هیچ عکس العملی نسبت به آن نشان نمی داد. او در «فیلم اژدها وارد می شود» هم همین سبک و سیاق را پیش گرفته است. اصلاً فضای فیلم را جوری ساخته که شما بتوانید از هرگوشه ی آن حرفی و پیامی را برداشت کنید. امّا واقعیت این است که این فیلم آخرش اژدها وارد می شود خیلی شلخته و پریشان است. این فیلم برای شما داستان مشخصی تعریف نمی کند و بیشتر سعی می کند خرده معماهایی را برای مخاطب تعریف کند. »در ادامه بحث برخی از حضار در گعده به نقد و تحلیل فیلم پرداختند. برخی معتقد بودند که این فیلم یک فیلم ضد جمهوری اسلامی است و این اژدها در حقیقت استعاره ای از انقلاب ماست. حتی برخی از دوستان معتقد بودند که این فیلم استعاره از امام خمینی است چرا که این اژدها در سال 68 پیر می شود و می میرد.«محمّد حسینی» در ادامه و در خصوص این تاویل ها گفت: «فکر می کنم این تاویل هایی که شما گفتید مانی حقیقی را خیلی خوشحال کند. چرا که به دبنال همین تکثر آراء در تحلیل و تاویل است. آن چه که در این فیلم دارد اتفاق می افتد یک پریشانی در روایت است. و به جهت همین پریشانی و لغزش های مکرری که دارد آخر ماجرا از خود می پرسید که قصه این فیلم چه بود.»او در ادامه گفت: «فیلم پر از دروغ هایی است که دارد به مخاطب می گوید.مثلا آن صدابردار را ابتدا در کشتی شاخص می کند و به مخاطب کد می دهد که مراقب او باش امّا ما میبینیم که در ادامه فیلم اصلا این شخصیت را رها می کند.»برخی از دوستان هنرمند حاضر در این گعده نیز معتقد بودند که نباید این گونه تاویلی با این فیلم برخورد کرد. چرا که این فیلم یک فیلم در سینمای روشنفکری به حساب می آید و می تواند تاویل های متفاوتی از آن داشت.حسینی در تکمیل صحبت های هنرمندان جوان و سینمای روشنفکری گفت: از خصوصیت سینمای روشنفکری تاویل پذیری است. به نظرم نباید خیلی فیلم را جدی گرفت چون فیلم قصدش تحریک کردن مخاطب است و این به نظرم خیلی ما قبل سینماست.فیلم وارد سینما نمی شود. ضعف سینمای ما سینمای قصه گوست. سینمای روشنفکری دارای دو مشخصه است. اول آن که عمتداً در مکان ها طبیعی فیلمبرداری می شود، چرا که مخاطب ندارد و میخواهد بودجه را به حداقل بسازد و شاخصه دوم تاویل پذیری آن است. به نظرم این فیلم اوج تاویل پذیری است و از این پرت و پلاتی گویی میخواهد نتیجه بگیرد. مانی حقیقی میخواهد قصه نگوید و بگوید سینما را می توان بدون قصه هم تعریف کرد.»حسینی در خصوص فرم و ویژگی های تکنیکی این اثر گفت: «واقعاً موسیقی در این فیلم عالی است. فضاسازی ای که میخواهد بکند بسیار یکدست و عالی است. امّا صداگذاری هم چنان در سطح سینمای ایران است. دانش صداگذاری در ایران خیلی پایین است. در اسکار وقتی میخواهند جایزه صداگذاری بدهند به فضاسازی ای که صدا در فیلم داشته توجه می کنند. کاری که صداگذار انجام می دهد این است. بازه ای که چشم شما می بیند چیزی حدود 170 درجه است در بهترین حالت شما از 60 تا  50  درجه را فوکوس میبینید. مابقی این بازه را صداگذار با را با صدا تکمیل می کند.»او در ادامه گفت: «امّا به لحاظ موسیقی متن کار بسیار عالی است. طراحی صحنه نسبتا خوبی دارد. داستانی که از جن برای مخاطب می گوید می تواند خیلی جذاب باشد.حسینی در ادامه صحبت هایش در خصوص اشاره فیلم به ابراهیم گلستان گفت: «همانطور که می دانید ابراهیم گلستان پدربزرگ آقای مانی حقیقی است. ابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد زوج هنری بوده اند. فروغ تنها یک فیلم می سازد که این فیلم را ابراهیم گلستان تدوین کرده است. ابراهیم گلستان اولین جایزه بین المللی سینمای ایران را در برلین برای فیلم یک آتش گرفته است.حضور حجاریان و زیباکلام هم در فیلم نکته قابل توجهی است. انگار حجاریان و زیبا کلام هم مثل مخاطب سر کار هستند. و صحبت هایی گرفته اند که خیلی به فیلم مربوط نیست.»برخی از حضار معتقد بودند: گذاشتن مصاحبه ها و فرم مستند گونه فیلم در برخی سکانس ها می تواند نشان دهنده واقعی بودن این فیلم باشد.حسینی در جمع بندی صحبت هایش در خصوص این فیلم گفت: در مجموع چیزی که با آن مواجه بودیم یک پریشان گویی خوابگونه بود. .از لحاظ سینمای روشنفکری میی تواند کاری منحصر به فرد باشد و به نظرم مخاطب هم فیلم را خیلی درگیرش هم نمی شود.ما دوجریان سینمایی در قبل از انقلاب دارد. یک سری موج نوی سینمای ایران هستند که در فرانسه تحصیل کرده اند و بعد به ایران آمده اند. این ها شروع می کنند به فیلسمازی که عمدتا سینمای شبه روشفنکری را تشکیل می دهند. این سینما خیلی مورد حمایت فرح پهلوی بوده است.جریان دیگر جریان فیلم فارسی است که خیلی هم خود درگیر است. بعد از انقلاب سینمای فیلم فارسی کنار می رود. تعداد عمده ای از این سینماگران توبه می کنند و جریان توابین شکل می گیرند. دو جریان دیگر بعد از انقلاب به وجود می آیند ،یکی جریان روشنفکری است که حمایت جدی وزارت ارشاد را هم دارند که نسل سومشان می شود مانی حقیقی. و جریان سینمای انقالاب که امثال حاتمی کیا را  به وجود می آید.در ادامه این گعده فیلم بادیگارد نیز مورد بررسی و نقد هرمندان سینمای انقلاب قرار گرفت.نعمت زاده یکی از هنرمندان حاضر در این جمع گفت: بادیگارد به نظرم سه سکانس خیلی خیلی بد دارد. یکی سکانس شهادت حیدر، یکی هم سکانس پینت پال. و همین دو سکانس کافی است که فیلم را زمین بزند.حسینی در خصوص این فیلم معتقد بود: بادیگارد تنها فیلم فستویال جشنواره فجر است که قصه دارد و میتوان گفت احترام به قصه گفتن برای مخاطب می گذارد. و مخاطبش می نشیند با یک قصه روراست و شفاف طرف است.اتفاق دیگر در فیلم این است که یک شخصیت در این فیلم شکل می گیرد. شخصیتی که برای حاتمی کیا سخت است امّا شاید برای غیر حاتمی کیا آسان باشد. شخصیت یعنی چی؟ ببینید وقتی هرچه آدم روی کره زمین است تبدیل کنیم به یک طیف می شود تیپ. تخصیص میزنیم می شود ایرانی تخصی میزنیم می شود تهرانی. همه این ها تیپ است.از یه جایی به بعد دیگر آدم منحصر به فرد است آن می شود شخصیت. شخصیت از دل فردیت به وجود می آید. اکثر آدم ها در سینمای ایران تیپ است. برای حاتمی کیا سخت است که از دل شخصیت حاج کاظم شخصیت حاج حیدر را به وجود آورد در حالی که همان شخصیت را تکرار نکند.در فیلم بادیگارد حاتمی کیا یک قدم جلوتر می رود. و فاصله گذاری بین شخصیت حاج کاظم و حاج حیدر می گذارد و حتی بین خودش هم فاصله گذاری می گذارد. حاتمی کیا که در فیلم به نام پدر می گفت نسل اول به نسل سوم آسیب می زند در این شکاف بین نسل اول و سوم پر می کند. دارد می گوید نسل اول و سوم هر دو یک غرور خاصی دارند و دارند با اعتقاداتی که دارند هر کدام در جبهه خودشان می جنگند. ضمن این که پرداخت داستان خیلی سینمایی اتفاق می افتد. با یک سکانس طوفانی شروع می کند و آرام آرام با احساسات جلو می رود و کدهای آشنایی به شما می دهد. حاج حیدر در تمام پلان ها زخمی است. که می خواهد بگوید در درونش زخمی است.سکانس پایانی اوج سینمای حاتمی کیا است. خیلی سینما است. حتی مسعود فراستی هم که یک سری حرف هایی در مورد فیلم میزند، می گوید سکانس پایانی بهترین سکانسی است که در جشنواره می بینیم.عکس و خبر: سیّد احسان طالقانی 

نقل مطالب پایگاه سینما انقلاب، بدون ذکر منبع غیرمجاز است.

دیدگاه ها

هیچ دیدگاهی پیرامون این مطلب به ثبت نرسیده است.